تكين حمله كند و جنگ و گريزى كند تا مانده شوند ، آنگاه آنان را به جايى كه سليمان كمين گرفته است بكشاند ، و چنين كرد . چون سپاهيان تكين از برابر كمينگاهها بگذشتند ، آنان كه كمين كرده بودند ، از پشت سر حمله آوردند . جبائى نيز بازگشت و كشتار كردند و آنان را تا رسيدن به لشكرگاههايشان فرو كوبيدند . شب نيز بر آنان شبيخون زدند ، و باز هم كشتار نمودند . سليمان اندكى عقب نشست و سپاه خود را تعبيه داد . آنگاه از چند سو ، از دريا و خشكى حمله آورد . تكين منهزم شد و سياهان لشكرگاه او را به غنيمت بردند .
سليمان ، جبائى را به جاى خود بر سپاه فرماندهى داد ، و در سال 263 ، نزد صاحب الزنج بازگشت .
چون سليمان برفت ، جبائى براى تحصيل آذوقه سپاه خود را در حركت آورد . جعلان از سرداران خليفه راه بر او بگرفت . جبائى منهزم شد و كشتىهايش به دست دشمن افتاد .
آنگاه منجور [ 1 ] و محمد بن على بن حبيب از سرداران بيامدند تا به حجاجيه رسيدند .
سليمان خبر يافت به طهيثا [ 2 ] بازگشت و چنان نمود كه براى مقابله با جعلان مىرود . سليمان جبائى را بر مقدمه بفرستاد . او بر محمد بن على بن حبيب حمله كرد و برادرش را بكشت و هر چه داشتند به غنيمت گرفت . اين واقعه در ماه رجب سال 264 بود . سپس در ماه شعبان به قريهء حسان رفت . جيش بن حمرتكين [ 3 ] در آنجا بود . آن سردار را بشكست و ده را تاراج نمود و بسوخت ، و سپاه خود را در دريا و خشكى براى تاراج ، به اطراف گسيل داشت جعلان برخى از اين گروهها را بديد و با آنان پنجه درافكند . سپس سليمان به رصافه رفت و سرهنگى را كه در آنجا بود ، به نام مطر بن جامع گوشمال داد ، و هر چه در شهر بود برگرفت و به شهر صاحب الزنج بازگشت . مطر نيز به حجاجيه رفت و مردم آنجا را كشتار كرد ، و تاراج نمود و اسير گرفت . از جمله اسيران قاضيى بود از سوى سليمان . مطر او را به واسط برد و از آنجا به طهيثا رفت . جنابى اين واقعه را به سليمان نوشت . او در روز دوم ذى الحجه سال 264 برسيد .
آنگاه احمد بن ليثويه [ 4 ] كه به كوفه و جنبلاء [ 5 ] رفته بود ، به شديديه [ 6 ] بازگشت ، و جعلان را از آنجا براند و همهء آن نواحى را در ضبط آورد .
تكين نيز بر سليمان ، دستبردى بسزا زد و جماعتى از سرداران او را به قتل آورد . موفق ، محمد بن المولد [ 7 ] را به امارت واسط فرستاد . او با سپاهى به واسط آمد . سليمان به صاحب - الزنج نوشت . او خليل بن ابان را با هزار و پانصد مرد به يارىاش فرستاد . آنان محمد بن المولد را منهزم ساختند و شهر واسط را بگرفتند . مدافع شهر منجور [ 8 ] البخارى بود . همهء روز
هامش
[ ( 1 ) ] منكجور .
[ ( 2 ) ] طهتا .
[ ( 3 ) ] خمارتكين .
[ ( 4 ) ] كيتونه .
[ ( 5 ) ] جبيل .
[ ( 6 ) ] بريديه .
[ ( 7 ) ] الوليد .
[ ( 8 ) ] منكجور .