تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
آنگاه عمرو بن الليث بعد از مرگ برادرش يعقوب به هرات آمد و خجستانى به نيشابور بازگشت . عمرو از هرات به سوى او رفت و در جنگى كه ميانشان درگرفت ، عمرو شكست خورد و به هرات بازگشت و احمد بن عبد اللّه الخجستانى نيز به نيشابور رفت . فقهاى نيشابور به عمرو گرايش داشتند ، زيرا خليفه او را منشور ولايت داده بود . خجستانى تا آنان را به خود مشغول دارد ، ميانشان فتنه برانگيخته بود . خجستانى در سال 267 ، به هرات لشكر برد ، تا عمرو بن الليث را در محاصره افكند ، ولى هيچ پيروزى حاصل نكرد و به سجستان روان شد و نايب خود را در نيشابور نهاد . اين مرد ستمگرى پيشه گرفت و اهل فساد نيرومند شدند ، مردم نيشابور بر او شوريدند و از عمرو يارى جستند . عمرو سپاهى به نيشابور فرستاد و نايب خجستانى را بگرفت . سپاه عمرو در نيشابور بماند و خود به سجستان بازگشت . خجستانى چون خبر بشنيد به نيشابور بازآمد ، و ياران عمرو را از آنجا براند و جماعتى را بكشت و تا پايان سال 267 در آنجا ماند . عمرو ، به ابو طلحه كه بلخ را در محاصره داشت ، نامه نوشت ، و او را مالى كرامند بداد و به جاى خود در خراسان نهاد ، و به سجستان رفت و احمد بن عبد اللّه الخجستانى نيز رخت به سرخس كشيد . در آنجا با ابو طلحه رو به رو شد . ابو طلحه را منهزم ساخت . ابو طلحه به سجستان رفت و احمد در طخارستان مقام كرد . پس ابو طلحه به نيشابور آمد . و اهل و عيال خجستانى را دربند نمود . خجستانى كه اين خبر بشنيد ، از طخارستان بيامد و در نيشابور مقام گرفت . در اين احوال براى محمد بن طاهر محقق شد كه خجستانى هر چه مىكند ، و اينكه ادعا مىكند كه براى آل طاهر تلاش مىورزد ، دروغى بيش نيست . احمد بن محمد بن طاهر والى خوارزم بود . سردار خود ابو العباس النوفلى را با پنج هزار مرد جنگى بفرستاد تا خجستانى را از نيشابور براند . احمد بن عبد اللّه الخجستانى به مقابله بيرون آمد و در نزديكى او بايستاد . نوفلى به كشتن و زدن دست گشود . خجستانى كسانى را بفرستاد ، تا او را از اين ستمگرى باز دارد ، نوفلى رسولان را بزد . مردم نيشابور گرد خجستانى را گرفتند ، و او را يارى كردند تا نوفلى را بگرفت و بكشت پس خبر يافت كه ابراهيم بن محمد بن طلحة بن عبيد اللّه [ 1 ] بن طاهر ، در مرو است . او نيز از ابيورد [ 2 ] ، به مدت يك روز و يك شب به مرو رفت ، و او را بگرفت و موسى البلخى را بر مرو امارت داد . آنگاه حسين بن طاهر به مرو آمد و با مردم به نيكى رفتار كرد ، و بيست هزار درهم حاصل كرد . چون خجستانى در طخارستان خبر يافت كه در نيشابور مادرش را دستگير كرده‌اند ، شتابان راهى نيشابور شد . چون به هرات رسيد ، غلامى از آن ابو طلحه نزد او آمد و از
هامش
[ ( 1 ) ] عبد الله . [ ( 2 ) ] اسورد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 490 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى