تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
به شرطى كه على بن ابان متولى امور آن بلاد باشد و او خليفه او . پس در تستر ( شوشتر ) اجتماع كردند . در تستر ( شوشتر ) در روز جمعه كه خطبهء نماز مىخواندند ، به نام معتمد [ 1 ] و يعقوب خطبه خواندند ، و از صاحب الزنج نام نبردند . على بن ابان خشمگين شد ، و روانه اهواز گرديد . چون احمد بن ليثويه اين خبر بشنيد ، به تستر ( شوشتر ) آمد ، و با محمد بن عبيد اللّه نبرد كرد . محمد بن عبيد اللّه منهزم شد و در تستر ( شوشتر ) پناه گرفت . به على بن ابان نيز خبر رسيد كه احمد بن ليثويه آهنگ نبرد با او دارد . اين بود كه به سوى احمد روان شد ، و ميانشان نبردى سخت درگرفت . در اين نبرد على بن ابان شكست خورد و جماعتى از ياران و سپاهيانش كشته شدند . او توانست خود را كه مجروح شده بود برهاند ، و با چند كشتى از راه رود ، خود را به اهواز برساند و از آنجا به لشكرگاه صاحب الزنج اندازد . در اين مدت كسى را به جاى خود بر لشكر گماشت ، و چون زخم‌هايش شفا يافت به كار خود بازگشت . على بن ابان ، پس از اين شكست برادر خود خليل را با سپاهى به جنگ احمد بن ليثويه فرستاد . در عسكر مكرم ، ميانشان جنگى افتاد . اما لشكريان احمد كه كمين گرفته بودند به ناگاه بيرون آمدند ، و سپاه سياهان را درهم شكست و فراريان نزد على بن ابان بازگشتند . آنگاه على بن ابان گروهى از سلاحداران را به مسرقان [ 2 ] فرستاد احمد سى تن از سواران خود را كه همه از اعيان قوم بودند بر سر راهشان فرستاد ، ولى سياهان تا آخرين نفر همه را كشتند .

ذكر اخبار احمد بن عبد الله الخجستانى

احمد بن عبد اللّه الخجستانى ، از خجستان بود و خجستان از جبال هرات ، از اعمال بادغيس . او از ياران محمد بن طاهر بود . چون يعقوب بن الليث بر نيشابور مستولى شد ، احمد در زمرهء ياران او و برادرش عمرو درآمد . بنى شركب ، سه برادر بودند : ابراهيم و ابو حفص يعمر و ابو طلحه منصور . مسن‌ترينشان - ابراهيم بود . ابراهيم به سبب شجاعت‌هايى كه در نبرد يعقوب با حسن بن زيد در جرجان نشان داده بود در نيشابور مورد توجه و نوازش يعقوب قرار گرفت و در يكى از روزهاى سرد پوست سمورى به او خلعت داد و بر دوشش افكند . احمد بن عبد اللّه الخجستانى بر او رشك برد ، و گفتش كه يعقوب قصد قتل تو را دارد ، زيرا به هر كس خلعت دهد او
هامش
[ ( 1 ) ] معتضد . [ ( 2 ) ] سرقان .