خلافت المعتمد على اللّه
خلع مهتدى و كشته شدن او و بيعت با معتمد
در اول رجب سال 256 ، تركان كرخ و دور به طلب ارزاق و مواجب خود آشوب برپا كردند . مهتدى برادر خود ابو القاسم و كيغلغ [ 1 ] و ديگران را نزد ايشان فرستاد و آنان را آرام كردند و بازگشتند . به محمد بن بغا خبر رسيد كه مهتدى تركان را گفته است كه اموال نزد محمد و موسى ، پسران بغا است . محمد بن بغا چون اين خبر بشنيد ، به نزد برادر خود به سن [ 2 ] گريخت . برادرش در آنجا با مساور الشارى [ 3 ] در نبرد بود . مهتدى امانش داد ، و او با برادر خود حبشون [ 4 ] و كيغلغ به درگاه آمد . چون بيامد به زندانش افكند ، و از او پانزده هزار دينار مصادره نمود ، سپس او را بكشت .
مهتدى ، به موسى بن بغا به وسيله بابكيال نامهاى فرستاد كه سپاه را به بابكيال تسلم كند ، و بابكيال را سفارش كرد كه خود به جنگ مساور الشارى رود و موسى بن بغا و مفلح را بكشد . بابكيال موسى را از قصد مهتدى آگاه كرد و چنان نهادند ، كه بابكيال باز گردد و تدبير قتل مهتدى كند . پس از بازگشت و يارجوخ [ 5 ] و اساتكين و سيما الطويل نيز با او بودند . اينان در نيمهء رجب به سراى خلافت داخل شدند . مهتدى بابكيال را از آن ميان به زندان افكند . اصحاب او ، و ديگر تركان بانگ و فرياد برداشتند .
صالح بن على بن يعقوب بن المنصور نزد مهتدى بود . مهتدى از او رهنمود خواست .
او اشارت به قتل بابكيال و نبرد با مردم نمود . مهتدى سوار شد ، در حالى كه مغاربه و تركان و فراغنه در كنار او بودند . سپاه خود را تعبيه داد . يارجوخ در ميسره و مسرور بلخى در ميمنه بود ، و خود و اساتكين و ديگر سرداران در قلب ايستادند . آنگاه بابكيال را بكشت و سرش را با عتاب بن عتاب نزد تركان فرستاد . تركانى كه در ميمنه و ميسرهء
هامش
[ ( 1 ) ] كفقا .
[ ( 2 ) ] سند .
[ ( 3 ) ] موسى الشارى .
[ ( 4 ) ] حنون .
[ ( 5 ) ] يارجوج .