تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
او در بصره منزل گزيده بود . چون خلفا به جستجويش پرداختند پسر عمش على بن محمد بن الحسين را دستگير كردند ، و او را در مذار [ 1 ] كشتند . چندى پس از كشته شدن او ، مردى در رى خروج كرد و مدعى شد كه او همان على بن محمد بن احمد بن عيسى است ، كه در جستجوى او هستند . اين واقعه در سال 255 ، در ايام خلافت مهتدى اتفاق افتاد و چون بصره را گرفت با على كه خود را به جاى او قلمداد كرده بود ديدار كرد ، و ديد كه همگان او را به نسب مىشناسند . اين بود كه از ادعاى پيشين خود عدول كرد . و گفت از فرزندان يحيى مقتول در جوزجان است ، و يحيى برادر عيسى بود . مسعودى ، او را به طاهر بن الحسين منسوب مىدارد ، و من مىپندارم ، حسين بن طاهر بن يحيى المحدث بن حسين بن جعفر بن عبد اللّه بن الحسين بن على باشد . ابن حزم مىگويد كه حسين بن على بن ابى طالب را ، جز از على بن الحسين نوادگانى نبود ، و در نسب او گويند : على بن محمد بن جعفر بن الحسين بن طاهر . طبرى و ابن حزم ، و ديگر محققان گويند كه او از عبد القيس بود ، و نامش على بن محمد بن عبد الرحيم از مردم يكى از قراء رى بود . چون ديده بود كه در ميان زيديه ، كسانى كه خروج مىكنند بسيارند ، او را نيز هواى خروج در سر افتاد ، و اين نسب را براى خود جعل نمود . همچنين مىگويد كه او بر راى ازارقه ، از خوارج بود . بنابر اين نمىتواند از اهل بيت باشد . نيز از سياق خبرها برمىآيد كه او به جماعتى از حواشى منتصر پيوست ، و آنان را مدح گفت . در سال 249 ، از سامراء به بحرين رفت و مدعى شد كه او از فرزندان عباس بن على بن ابى طالب [ 2 ] است ، و مردم را به اطاعت خود فرا خواند . بسيارى از مردم هجر [ 3 ] و ديگر جاىها ، سر بر فرمان او نهادند ، و با لشكريان سلطان ، به خاطر او نبرد كردند ، و فتنه‌اى عظيم برخاست . پس از آنجا به احساء رفت ، و بر بنى الشماس فرود آمد - بنى الشماس از بنى سعد بن تميم بودند - . در اين سفر ، جمعى از مردم بحرين ، چون يحيى بن محمد الازرق و سليمان بن جامع - كه دو تن از سرداران او شدند - با او همراه بودند . چون ميان او و مردم بحرين نبرد درگرفت ، شكست خورد ، و اعراب از گرد او پراكنده شدند ، ولى على بن ابان از پى او روان گرديد ، تا به بصره آمد ، و در ميان بنى ضبيعه مقام كرد . عامل بصره در اين ايام محمد بن رجاء بود ، و او سرگرم فتنهء بلاليه و سعديه بود . ابن رجاء او را طلب داشت . از آنجا بگريخت و او پسر و زن و جماعتى از يارانش را به حبس افكند . او به بغداد رفت و يك سال در آنجا بماند ، و خود را - چنان كه گفتيم - به احمد بن عيسى بن زيد نسبت داد . و در آنجا نيز جماعتى را به خود جلب كرد : چون جعفر بن محمد
هامش
[ ( 1 ) ] فدك . [ ( 2 ) ] عباس بن ابى طالب . [ ( 3 ) ] حجر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 468 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى