تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
العمرى سردار سپاه را گفت : من اينجا براى دفع آزار از مسلمانان آمده‌ام و درنگ مىكنم تا تو با احمد بن طولون احوال من بگويى . اگر تو را به بازگشتن فرمان داد ، باز گرد و با من هر چه خواهى چنان كن . اما آن سردار از اين پيشنهاد سر بر تافت ، و جنگ را در ايستاد و از عمرى شكست خورد و بگريخت . چون ابن طولون بر احوال او آگاه شد ، سران سپاه خود را از اينكه اين امر را از او پنهان داشته بودند ، ملامت كرد . عمرى همچنان سرگرم غزو با بچه‌ها بود ، تا آنگاه كه بر آنان جزيه نهاد . چون ابن الصوفى [ 1 ] ، به اشمونين آمد ، و با عمرى رو به رو شد ، از او شكست خورد و به اسوان گريخت و در آنجا دست به قتل و غارت گشود . ابن طولون لشكرى به جنگش روانه داشت . علوى به عيذاب گريخت ، و از دريا گذشت ، و به مكه رفت و يارانش از گردش پراكنده شدند . والى مكه او را بگرفت و نزد ابن طولون فرستاد . ابن طولون مدتى به زندانش افكند ، سپس آزادش ساخت و او به مدينه رفت ، و در آنجا وفات يافت . اما عمرى : دو تن از غلامان او برجستند و او را كشتند و سرش را نزد احمد بن طولون آوردند . احمد بن طولون از آنان پرسيد كه اين كار چرا كرديد ؟ گفتند : براى خوشنودى تو ، و براى تقرب به تو . احمد دستور داد هر دو را كشتند و سر را غسل داد و كفن كرد به خاك سپرد . در سال 256 ، على بن زيد العلوى در كوفه خروج كرد . شاه بن ميكال از سوى معتمد با سپاهى گران بر سر او رفت . علوى او را منهزم ساخت و يارانش را بكشت . آنگاه معتمد ، سپاه ديگرى به سردارى كيجور ترك گسيل داشت . على بن زيد ، از كوفه به قادسيه رفت . كيجور در اول شوال كوفه را در تصرف آورد . على بن زيد به بلاد بنى اسد رفت . پس در آخر ماه ذو الحجه با كيجور نبرد كرد . كيجور او را بشكست ، ولى به او دست نيافت و بسيارى از يارانش را بكشت و اسير كرد و از آنجا به كوفه ، سپس به سامرا آمد . و على بن زيد همچنان در آنجا كه بود بماند تا در سال 260 كه در كوفه كشته شد . اما كيجور بدون فرمان معتمد به سامرا رفت . معتمد كه از او به خشم آمده بود چند تن از سرداران بفرستاد ، تا او را در عكبرا كشتند . بعضى گويند كه او به جنگ صاحب الزنج رفت و در سال 260 ، به دست او كشته شد . هم در اين سال ، حسن بن زيد الطالبى در رى خروج كرد ، و موسى بن بغا به سوى او لشكر برد .
هامش
[ ( 1 ) ] الصولى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 474 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى