تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
در سال 248 ، مردم حمص بر عاملشان بشوريدند و از شهر بيرونش كردند . مستعين ، فضل بن قارن ، برادر مازيار را بر سر آنان فرستاد ، و او خلقى بسيار از آنان را بكشت ، و صد تن از اعيانشان را به سامراء آورد . پس از عزل احمد بن الخصيب در سال 248 ، اتامش به وزارت مستعين رسيد . مستعين كه بر احمد بن الخصيب خشم گرفته بود ، مالش را بستد و او را به اقريطش ( كرت ) تبعيد نمود . نيز اتامش را امارت مصر و مغرب داد ، و بغا شرابى را امارت حلوان و ماسبذان و مهرجان‌قذق [ 1 ] داد . سپس اتامش كشته شد ، و ابو صالح عبد اللّه بن محمد بن يزداد [ 2 ] را به وزارت برگزيد . آنگاه فضل بن مروان را از ديوان خراج عزل كرد ، و عيسى بن فرخانشاه را به جاى او برگماشت ، و وصيف را امارت اهواز داد و بغاى صغير را امارت فلسطين . سپس بغاى صغير بر ابو صالح خشم گرفت ، و ابو صالح به بغداد گريخت ، و مستعين محمد بن الفضل الجرجرائى [ 3 ] را وزارت داد . ديوان رسايل را به سعيد بن حميد سپرد . در سال 249 ، جعفر بن عبد الواحد را از سمت قضا عزل نمود و به بصره تبعيد كرد ، و جعفر بن محمد بن عمار البرجمى را منصب قضا داد . در سال 250 ، جعفر بن فضل عيسى بن موسى ، معروف به بشاشات [ 4 ] را به مكه فرستاد . مردم حمص بر عاملشان ، فضل بن قارن شورش كردند و او را كشتند . مستعين موسى بن بغا را بر سر آنان فرستاد . حمصيان با او ساز نبرد كردند ، ولى منهزم شدند ، و حمص گشوده شد . موسى بن بغا شهر را به آتش كشيد و كشتار بسيار كرد . در اين سال شاكريه و سپاه در فارس ، بر عبد اللّه بن اسحاق بشوريدند و خانه‌اش را تاراج كردند ، و محمد بن الحسن بن قارن را كشتند و عبد اللّه بن اسحاق بگريخت . هم در اين سال علويان در طبرستان ظهور كردند . در سال 251 ، معتز ، بغا و وصيف را به قلمروشان كه پيش از اين بودند ، امارت داد ، و امر بريد را به موسى پسر بغاى كبير بازگردانيد . محمد بن طاهر ابو الساج ديو داد ، پسر ديو دست را ، فرمانروايى سواد داد ، و او چنان كه گفتيم بر مقدمه ، عبد الرحمان را بفرستاد ، و چنان وانمود كرد كه براى جنگ با اعراب آمده است . و با ابو احمد الطالبى ملاطفت نمود ، تا به او انس گرفت سپس او را بگرفت و بند بر نهاد و به بغداد فرستاد . اين واقعه در سال 252 اتفاق افتاد . در سال 252 ، معتز حسين بن ابى الشوارب را منصب قاضى القضاتى داد . هم در اين سال ابو الساج ، به فرمان محمد بن عبد اللّه بن طاهر به راه خراسان رفت . و عيسى بن الشيخ بن السليل الشيبانى ، از سوى معتز امارت رحله يافت . او از نوادگان جساس
هامش
[ ( 1 ) ] مهرجابعد . [ ( 2 ) ] داود . [ ( 3 ) ] الجرجانى . [ ( 4 ) ] ساسان .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 466 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى