نهان او را پيام داد كه از خروج آن دو و آمدن به سامراء ممانعت به عمل آورد . ولى آن دو با اتباع خود از بغداد بيرون آمدند ، و محمد بن عبد اللّه نتوانست مانع آنان گردد .
وصيف و بغا به سامراء آمدند ، و معتز آنان را به سرزمينهايى ، كه در قلمروشان بود امارت داد و بار ديگر امور بريد را به موسى بن بغاى كبير بازگردانيد .
در ماه رمضان سال 252 ، سپاه بغداد را با محمد بن عبد اللّه بن طاهر اختلافى پديد آمد .
سپاهيان به طلب راتبه و رزق خود آمدند . محمد گفت : در اين باب به امير المؤمنين نوشتهام و او در پاسخ گفته است كه ، اگر اين سپاه از آن تو است تو خود راتبه و ارزاق آنان را بپرداز ، و اگر از آن من است ، مرا بدان نيازى نيست . سپاهيان بانگ و فرياد برآوردند ، محمد دو هزار دينار ميانشان پخش كرد . بار ديگر گرد آمدند ، اين بار طبل و علم نيز به همراه داشتند .
چادرهاى خود را بر دروازه شماسيه برافراشتند ، و از چوب و نى خانه ساختند . محمد بن عبد اللّه [ 1 ] بن طاهر ، ياران خود را گرد آورد ، و خانهء خود را پر از مردان نمود . سپاهيان مىخواستند در روز جمعه ، خطيب را از دعاى به معتز باز دارند . خطيب نيز به عذر بيمارى در خانه ماند . سپاهيان به آهنگ بريدن پل بيرون آمدند . ياران محمد بن عبد اللّه بن طاهر به مدافعه پرداختند ، ولى مهاجمان اصحاب او را به يارى مردم به جانب شرقى دجله راندند و مردم عامه و شورشيان به جايى كه به مجلس شرطه معروف بود ، حمله آوردند . محمد بن عبد اللّه بن طاهر فرمان داد تا همه دكانهايى را كه بر باب جسر بودند ، به آتش كشيدند .
چون سپاهيان چنين ديدند به لشكرگاه خود بازگشتند . محمد جماعت خود را تعبيه داد ، ولى آنان بازنگشتند . تا آنكه روزى كسى او را به جايى راه نمود كه سپاهيان شورشى از آنجا آسيبپذير بودند . محمد بن عبد اللّه بن طاهر شاه بن مكيال را با چند تن ديگر از سرداران بفرستاد . اينان بر شورشيان تاخت آوردند و كشتار بسيار كردند و آنان را پراكنده ساختند .
يكى از رؤسا به نام ابن الخليل كشته شد . رئيس ديگرى به نام ابو القاسم بن عبدان بن الموفق بگريخت ، و پنهان شد . او را گرفته نزد محمد آوردند . او نيز در اثر تازيانههايى كه بر او زدند ، بمرد .
معتز برادر خود مؤيد را از ولايتعهدى خلع كرد ، و اين بدان سبب بود كه علاء بن احمد ، عامل ارمينيه پنج هزار دينار براى مؤيد فرستاد . عيسى پسر فرخان شاه ، كس فرستاد و آن مال بستد . مؤيد تركان را عليه عيسى برانگيخت ، ولى مغاربه در برابر تركها بايستادند .
معتز نيز نزد مؤيد و ابو احمد كسانى را فرستاد تا دستگيرشان كردند و به حبس افكندند ، و مؤيد را بند بر نهاد ، و از او به خلع خويش از ولايتعهدى خط گرفت . آنگاه به دو خبر دادند كه تركان مىخواهند او را از زندان برهانند . معتز از موسى بن بغا در اين باب سخن پرسيد .
هامش
[ ( 1 ) ] محمد بن ابراهيم .