تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
و بغا والى حجاز باشد و وصيف والى جبال و يك ثلث خراج به محمد بن عبد اللّه بن طاهر تعلق گيرد ، و دو ثلث آن به موالى و تركان . مستعين نخست چنان مىپنداشت كه بغا و وصيف با او هستند ، از اين رو از خلع خود امتناع كرد ، ولى بعدها دانست كه آن دو نيز با خلع او موافقند . پس خلع را بپذيرفت و عهدنامه را با همهء شروط آن مهر بر نهاد . در اين حال فقها و قضاة داخل شدند ، و او در مقابل آنان شهادت داد كه كار خود را به محمد بن عبد اللّه بن طاهر سپرده است . آنگاه محمد داخل شد و گفت همه اين كارها براى آن است كه خون مردم ريخته نشود . پس همگان نزد معتز رفتند . او نيز به خط خود آن عهدنامه را تصديق كرد ، و فقها و قضاة بر اقرار او شهادت دادند . اين واقعه در محرم سال 252 اتفاق افتاد .