تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠

خلافت المعتز باللّه

خلع المستعين و كشته شدن او و فتنه‌هايى كه در خلال آن پديد آمد

چون پيمان‌نامه‌اى را كه محمد بن عبد اللّه بن طاهر ترتيب داده بود ، معتز نيز به خط خود تصديق كرد و شروط آن را پذيرا آمد ، از مردم بغداد براى معتز بيعت گرفتند و خطبه به نام او خواندند . مستعين نيز با او بيعت كرد ، و خود بر سر جمع بدان گواهى داد . آنگاه او را از رصافه به قصر حسن بن سهل براند ، و اهل و عيالش نيز با او بودند . برده و عصا و انگشترى را نيز از او بستدند ، و او را از رفتن به مكه منع كردند . خواست به بصره رود ، نگذاشتندش بلكه او را به واسط فرستادند . معتز ، احمد بن ابى اسرائيل را به وزارت برگزيد و ابو احمد برادرش به سامراء بازگشت . در آخر محرم ابو الساج ديو داد ، پسر ديودست [ 1 ] به بغداد آمد ، محمد بن عبد اللّه بن طاهر او را امارت سواد داد ، و او را ساز و برگ داد تا تركان و مغاربه را از آنجا براند ، و خود به كوفه رفت . معتز به محمد بن عبد اللّه بن طاهر نوشت كه ، نام بغا و وصيف و همهء متابعان آنان را از دواوين بيندازد . محمد بن ابى عون [ 2 ] ، از سرداران محمد بن عبد اللّه ، بدان هنگام كه ابو احمد [ 3 ] به سامراء رفته بود ، تقبل كرده بود كه آن دو را بكشد . معتز نيز امارت يمامه و بحرين و بصره را به او داد . اين خبر به بغا و وصيف رسيد ، سوار شدند و نزد محمد رفتند و گفتند كه اين قوم عهد خود را شكسته‌اند . وصيف ، خواهر خود سعاد را نزد مؤيد فرستاد . مؤيد در حجر او بود . سعاد از مؤيد طلب كرد كه از معتز براى وصيف خشنودى بخواهد . ابو احمد نيز شفيع بغا گرديد . معتز براى هر دو نامهء خشنودى نوشت . تركان مشتاق آن بودند كه معتز آن دو را به سامراء فرا خواند . معتز به محمد بن عبد اللّه در اين باب نامه نوشت و نيز در
هامش
[ ( 1 ) ] دبواز ابن درموست . [ ( 2 ) ] محمد ابو عون . [ ( 3 ) ] ابو اسحاق .