تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
حوثره [ 1 ] ، كه صورتى زيبا داشت حبس كرد و حوثره براى پدر خود نوشت كه حسين با او عملى شنيع كرده است . مساور خشمگين شد و آهنگ حديثه نمود . حسين پنهان شد . مساور پسر را از زندان بيرون آورد و جماعتى از كردان و اعراب گرد آورد و به سوى موصل روانه گرديد و چند روز به جنگ مشغول بود . آنگاه از موصل راه خراسان را در پيش گرفت . راه خراسان زير نظر بندار و مظفر بن سيسل [ 2 ] بود . بندار با سيصد مرد به مقابلهء با مساور روان شد . مساور را هفتصد مرد همراهى مىكردند . اينان بندار را منهزم ساختند ، و او را كشتند . تنها پنجاه مرد از آنان رهايى يافتند . مظفر به بغداد گريخت . خوارج به جلولا آمدند در آنجا ميان آنان و مردم شهر جنگى درگرفت كه از دو جانب خلقى كشته شد . آنگاه خطارمش [ 3 ] با سپاهى آهنگ او كرد . ميان دو سپاه در جلولا نبردى روى داد و خطارمش شكست خورده بگريخت . مساور بر بيشتر اعمال موصل مستولى شد . در اين احوال ايوب بن احمد بن احمد بن عمر بن الخطاب التغلبى در سال 254 - امارت موصل يافت . او پسر خود حسن را به موصل فرستاد . حسن سپاهى گرد آورد كه كسانى چون حمدان بن حمدون بن حارث بن لقمان ، جد امراء بنى حمدان ، و محمد بن عبد اللّه بن السيد بن انس ، در آن بودند و با اين سپاه آهنگ مساور كرد ، و از رود زاب بگذشت . ولى مساور به سوى ديگر رفت . حسن براى دست يافتن به او از پىاش روان شد . چون او را بيافت و دو سپاه بر هم زدند ، سپاه موصل درهم شكست و محمد بن على بن السيد الازدى كشته شد . حسن بن ايوب نيز خود را به اعمال اربل رسانيد . در سال 255 ، فتنهء خلع معتز و بيعت با مهتدى آشكار شد ، و عبد اللّه بن سليمان امارت موصل يافت . مساور به سوى او لشكر برد . عبد اللّه از ديدار با او تن در زد و مساور شهر را بگرفت و نماز جمعه گزارد و خطبه خواند ، سپس به حديثه ، كه دار الهجرهء او بود رفت . در سال 256 ، ميان مساور و عبيدة بن زهير العمروسى [ 4 ] ، بر سر اين مسئله كه آيا توبهء مخطى قبول است يا نه ، اختلاف پديد آمد . عبيده مىگفت توبهء چنين كسى پذيرفته نيست . جماعتى گرد عبيده جمع شدند . مساور از حديثه بيرون آمد و ميانشان نبردى سخت درگرفت . عبيده كشته شد و اصحابش منهزم گشتند . مساور بر بيشتر سرزمين عراق مستولى گرديد . و راه خروج اموال را ببست . موسى بن بغا و بابكيال با سپاهى به سوى او تاختند و بيامدند تا به سن رسيدند . در آنجا خبر يافتند كه تركان مهتدى را خلع كرده‌اند ، پس به سامراء بازگشتند . چون معتمد به خلافت رسيد ، مفلح را با سپاهى گران به جنگ مساور فرستاد . مساور از حديثه بيرون آمد ، و به جانب دو كوه كه در آن نزديكى بودند رفت . مفلح و اتباعش با او نبردى سخت كردند . مساور به كوه پناه برد و مفلح او را در محاصره گرفت . ميانشان چند بار
هامش
[ ( 1 ) ] جوثره . [ ( 2 ) ] مشيك . [ ( 3 ) ] خطرمش . [ ( 4 ) ] العمرى .