تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
و مالك بن شاهى [ 1 ] نيز با او همدست بودند . به هنگام ورود مأمون به بغداد ، اينان در آن نواحى پنهان شده بودند . اين گروه چنان نهاده بودند كه چون نصر بن شبث به بغداد رسيد ، و نظارگان به نظاره گرد آمدند ، آنان نيز خروج كنند . اما برخى به آن راز پى بردند ، و در ماه صفر سال 210 دستگيرشان كردند و تازيانه زدند ، تا كسانى را كه در آن كار با آنان همدست بوده‌اند ، نام بردند . مأمون متعرض آنان نشد ، بلكه فرمود آنان را به حبس افكنند . چون خود را در تنگناى زندان ديدند ، كوشيدند تا ديوار را سوراخ كرده بگريزند ، ولى نتوانستند و مأمون چون بشنيد خود برفت و آنان را بكشت . و ابن عايشه را بر دار كرد . سپس بر او نماز خواند و به خاكش سپرد . در اين سال [ 210 ] ابراهيم بن المهدى را نيز بگرفتند . او جامهء زنان پوشيده ، و نقاب بر چهره زده ، ميان دو زن ديگر راه مىرفت . يكى از افراد عسس به شك افتاد و پرسيد : در اين هنگام شب به كجا مىرويد ؟ ابراهيم انگشترى ياقوتى را كه در دست داشت به او داد . اين كار بر شك او درافزود و آنان را نزد رئيس خود آورد . او نيز به امير جسر تسليمشان كرد . امير جسر نزد مأمونشان برد . روز ديگر در حالى كه مقنعه در گردن و چادر روى سينه‌اش بود او را حاضر آورد ، تا مردم و بنى هاشم او را بنگرند . آنگاه او را نزد احمد بن ابى خالد ، حبس كرد و بدان هنگام كه نزد حسن بن سهل ، به فم الصلح مىرفت او را با خود ببرد . حسن بن سهل ، و به قولى دختر او بوران ، شفاعتش كردند . نيز گويند كه چون ابراهيم را گرفتند ، او را به خانهء معتصم بردند . معتصم در نزد مأمون بود . ابراهيم را بدانجا بردند . و چون از او سخن پرسيد با كلماتى منظوم و منثور پوزش خواست . آن شعرها در كتب تاريخ آمده است و با نقل آن سخن را دراز نمىكنيم .

شورش مصر و اسكندريه

سرى بن محمد بن الحكم ، والى مصر بود ، و در سال 205 بمرد . پسرش عبد اللّه بن السرى پس از پدر عصيان آغاز كرد ، و از طاعت مأمون بيرون رفت . عبد اللّه بن طاهر پس از فرو نشاندن آتش فتنهء نصر بن شبث ، از شام به مصر آمد و بر مقدمه يكى از سرداران خود را بفرستاد . ابن السرى با او رو به رو شد و جنگ آغاز كرد . در اين احوال عبد اللّه بن طاهر خود برسيد و به نبرد پرداخت . عبد اللّه بن السرى آغاز كرد . در اين احوال عبد اللّه بن طاهر خود برسيد و به نبرد پرداخت . عبد اللّه بن السرى منهزم گرديد ، و به مصر ( فسطاط ) پناه برد . عبد اللّه بن طاهر او را در محاصره گرفت ، تا به امان تسليم شد . اين واقعه در سال 210 ، اتفاق افتاد .
هامش
[ ( 1 ) ] شاهين .