تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

امارت عبد اللّه بن طاهر بر رقه و مصر ، و نبرد او با نصر بن شبت

در سال 206 ، خبر مرگ يحيى بن معاذ ، عامل جزيره رسيد . او پسر خود احمد را جانشين خويش ساخته بود . مأمون عبد اللّه بن طاهر را به جاى او فرستاد و سرزمين‌هاى ميان رقه و مصر را جزء قلمرو او ساخت ، و او را به نبرد با نصر بن شبث فرمان داد . بعضى گويند امارت عبد اللّه بن طاهر بر جزيره ، در سال 205 بود ، و بعضى گويند در سال 207 . عبد اللّه امور شرطه را در بغداد به پسر عم خود ، اسحاق بن ابراهيم بن الحسين بن مصعب سپرد . طاهر به پسرش نامه‌اى نوشت سراسر اندرز ، و در آن محاسن آداب و سياست و مكارم اخلاق را گرد آورد ، و ما در مقدمهء كتابمان از آن ياد كرديم - . عبد اللّه بن طاهر اجراى فرمان را بسيج كرد ، و سپاهى براى محاصرهء نصر بن شبث به كيسوم فرستاد . آنگاه خود در سال 209 به كارزار رفت و بر نصر سخت گرفت . مأمون محمد بن جعفر العامرى را نزد نصر فرستاد ، تا او را به صلح آرد و به اطاعت وادارد نصر پذيرفت ، بدان شرط كه نزد مأمون حاضر نيايد . مأمون چون اين شرط بشنيد ، گفت او را چه مىشود كه از من نفرت دارد ؟ . محمد بن جعفر العامرى گفت : به سبب گناهان گذشته‌اش . مأمون گفت : آيا گناه او از گناه فضل بن ربيع بيشتر است ، كه همهء سرداران و اموال و سلاح مرا ، و هر چه رشيد براى من وصيت كرده بود برگرفت و نزد برادرم محمد امين رفت و ميان من و برادرم فتنه انگيخت تا كار بدانجا كشيد ، كه كشيد ؟ يا گناه او از گناه عيسى بن محمد بن ابى خالد بزرگتر است كه در شهر من با من به مخالفت برخاست و خانهء مرا خراب كرد و به جاى من با ابراهيم بيعت نمود ؟ محمد بن جعفر گفت : يا امير المؤمنين اين دو در دولت شما داراى سوابقى بوده‌اند ، و پيش از اين خدمت‌ها كرده‌اند ، ولى نصر را چنين سابقه‌اى نيست . افزون بر اين اجداد او از سپاهيان بنى اميه بوده‌اند . مأمون گفت : چنين است كه تو مىگويى ولى من هرگز بدين شرط تن در نخواهم داد . نصر در مخالفت خويش همچنان پاى مىفشرد ، تا كارش در اين محاصره به جان كشيد و امان خواست . عبد اللّه بن طاهر امانش داد . نصر در سال 210 تسليم او شد . عبد اللّه او را نزد مأمون فرستاد ، و دژ كيسوم را ويران نمود . اين جنگ و محاصره پنج سال طول كشيد . عبد اللّه بن طاهر به رقه بازگشت ، سپس در سال 211 وارد بغداد شد . عباس بن المأمون و معتصم و مردم ديگر به استقبالش رفتند .

پيروزى مأمون بر ابن عايشه و ابراهيم بن المهدى

ابراهيم بن محمد بن عبد الوهاب بن ابراهيم الامام ، معروف به ابن عايشه از كسانى بود كه در گرفتن بيعت براى ابراهيم بن المهدى كوشش بسيار كرده بود . ابراهيم بن الاغلب