خلافت محمد الامين
مرگ هارون الرشيد ، و بيعت با الامين
چون رشيد از بغداد به خراسان در حركت آمد ، در صفر سال 193 در جرجان بيمارىاش شدت يافت . پسر خود مأمون را با جماعتى از سرداران چون عبد اللّه بن مالك ، و يحيى بن معاذ و اسد بن يزيد بن مزيد و عباس بن جعفر بن محمد بن الاشعث و سندى بن الحرشى و نعيم بن حازم را آنجا گذاشت . سپس رشيد به طوس [ 1 ] روان شد . دردش از پاى درمىآورد ، و از او توان حركت رفته بود و سنگين شده بود . مردم از مرگ او بيمناك شدند . اين خبر به دو رسيد . سوار شد كه مردم ببينندش ، ولى طاقت سوارى نداشت . گفت مرا بازگردانيد . در طوس كه بود ، بشير بن الليث برادر رافع را نزد او آوردند . او را هرثمه اسير كرده و نزد او فرستاده بود . او را حاضر ساخت و گفت : « اگر تنها از زندگىام همان لحظه بماند كه يك كلمه بايدم گفت ، مىگويم تو را بكشند . » سپس فرمان داد تا قصابى بيامد و اعضايش را يك يك ببريد .
آنگاه بيهوش شد و مردم پراكنده گشتند .
چون از حيات خود نوميد گرديد ، فرمود تا در همان خانهاى كه بود قبرى بكنند . نخست چند تن را در آن داخل كرد ، تا يك بار قرآن را ختم كردند ، و او همچنان بر لبهء گور ، درون محفهاى به گور خود نگاه مىكرد و ندا مىداد وا سوأتاه من رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ، و بمرد . پسرش صالح بر او نماز خواند و فضل بن ربيع و اسماعيل بن صبيح و مسرور و حسين و رشيد ، بر جنازهء او حاضر بودند . مدت خلافت او بيست و سه سال يا بيشتر بود . چون بمرد .
نهصد هزار هزار دينار در بيت المال او موجود بود .
چون رشيد رخت از اين جهان بكشيد ، در همان بامداد در لشكرگاه براى امين بيعت گرفته شد ، و مأمون در اين روز در مرو بود . حمويه - از موالى مهدى ، كه صاحب بريد بود به
هامش
[ ( 1 ) ] موسى .