در سال 189 ، رشيد به رى رفت ، و عبد الملك بن مالك را امارت طبرستان و رى و دنباوند و قومس [ 1 ] و همدان داد .
در سال 190 ، خالد بن يزيد بن مزيد را به حكومت موصل فرستاد .
در سال 191 ، على بن عيسى بن ماهان از خراسان معزول شد ، و هرثمه به جاى او امارت خراسان يافت ، و هم در اين سال حماد البربرى ، بر هيصم اليمانى ظفر يافت ، و او را گرفته نزد رشيد آورد ، و رشيد او را بكشت . و هم در اين سال محمد بن الفضل بن سليمان در موصل بود ، و فضل بن العباس بن محمد بن على برادر منصور و سفاح ، در مكه .
خلع رافع بن الليث از ما وراء النهر
رافع بن الليث بن نصر بن سيار ، از بزرگان سپاه در ماور النهر بود . يحيى بن الاشعث ، يكى از زنان زيباروى و توانگر را به زنى گرفته بود . ولى او را ترك گفت و به بغداد رفت و زنان ديگر گرفت ، و آن زن را بيازرد . زن خواست كه خود را از يحيى بن الاشعث برهاند رافع بن الليث چنان راهش نمود كه اظهار كفر كند ، تا از شوى خود رهايى يابد ، يعنى عقد نكاحش فسخ شود . آنگاه توبه كند . زن چنين كرد ، و رافع بن الليث او را به زنى گرفت . يحيى بن الاشعث شكايت به رشيد برد ، و او را از سراسر آن توطئه آگاه كرد . رشيد ، به على بن عيسى نوشت كه ميان آن دو جدايى افكند ، و بر رافع حد جارى سازد ، و او را دست بسته بر خرى بنشاند و در سمرقند بگرداند ، تا عبرت ديگران شود . على بن عيسى همه اين كارها را در حق او بكرد ، ولى بر او حد جارى نساخت و در سمرقند به زندانش افكند . رافع از زندان بگريخت ، و در بلخ به على بن عيسى پيوست ، و از او امان خواست . على بن عيسى مىخواست گردنش را بزند ، ولى پسرش شفاعت كرد ، و رافع را به سمرقند بازگردانيد . رافع بن الليث به سمرقند آمد ، و بر عامل سمرقند بشوريد . او را بكشت و سمرقند را در تصرف آورد . اين واقعه در سال 190 بود . على بن عيسى ، پسر خود عيسى را به جنگ او فرستاد . رافع او را شكست داد ، و بكشت . على بن عيسى براى انتقام از رافع بسيج سپاه كرد ، و از بلخ به مرو رفت ، تا آن را از آسيب رافع نگهدارد .
اما در اين احوال ، على بن عيسى از خراسان عزل شد ، و هرثمة بن اعين ، امارت خراسان يافت .
جماعتى از سرداران ، كه با رافع بودند از او جدا شده ، به هرثمه پيوستند . از آن جمله بودند :
عجيف بن عنبسه و ديگران . هرثمه ، رافع بن الليث را در سمرقند محاصره كرد ، و او را به تنگنا انداخت ، و طاهر بن الحسين را از خراسان بخواند . چون طاهر نزد او آمد و خراسان خالى شد ، حمزهء خارجى در آن نواحى اغتشاش آغاز كرد ، آن سان كه عمال هرات و سجستان اموال
هامش
[ ( 1 ) ] قوس .