را نزد او فرستادند . پس عبد الرحمان النيشابورى ، در سال 194 ، به مقابلهء با حمزه برخاست و قريب بيست هزار سپاهى گرد آورد و بر حمزه تاخت ، او را منهزم ساخت و بسيارى از يارانش را بكشت و او را تا هرات تعقيب نمود ، تا آنگاه كه مأمون به او نوشت كه بازگردد و او بازگرديد .
در سال 193 ، ميان هرثمه ، و اصحاب رافع جنگى درگرفت . در اين نبرد هرثمه پيروز شد و بشير برادر رافع را اسير كرد ، و او را نزد رشيد فرستاد ، نيز بخارا بگشود . در سال 192 ، رشيد پس از آنكه از نبرد روميان باز آمد - يعنى همان نبردى كه پس از آن شهر طرسوس را بنا كرد - به رقه آمد . از آنجا عازم خراسان شد ، تا از نزديك شاهد ماجرى باشد . در راه بيمار شده بود . پسرش قاسم را در رقه نهاد ، و خزيمة بن خازم را نيز نزد او نهاد و خود به بغداد شد . در شعبان سال 192 به جانب خراسان در حركت آمد . امين را جانشين خود ساخت و مامون را فرمان داد كه در بغداد نزد برادر بماند . ولى فضل بن سهل اشارت كرد كه با پدر به خراسان رود ، و او را از ماندن در كنار امين برحذر داشت . رشيد نيز با رفتن او موافقت كرد ، و مأمون با پدر راهى خراسان گرديد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٥٧