تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
گفت : پس سبب چيست كه هر بار نزد مادر من مىرويد و با او سخن مىگوئيد ؟ . نيز گويند كه چون هادى در خلع رشيد و بيعت براى پسرش به جد ايستاد ، خيزران بر جان رشيد بترسيد ، اين بود كه چون بيمارى هادى شدت يافت يكى از كنيزان را گفت كه روى صورتش بنشيند و خفه‌اش كند . در ربيع الاول سال 170 . چون هادى بمرد ، رشيد بر او نماز كرد . هرثمه بن اعين نزد رشيد آمد ، و او را بيرون برد و بر تخت خلافت نشاند . رشيد يحيى بن خالد را فرا خواند و وزارت داد و او به اطراف نوشت تا با رشيد بيعت كنند . و گويند آنكه آمد و رشيد را بر تخت خلافت نشاند يحيى بود . او بود كه خاتم هادى را به رشيد داد . يحيى به راى خيزران مادر رشيد كار نمىكرد . يحيى در همان آغاز كار ، عبد العزيز العمرى را از مدينه عزل كرد و اسحاق بن سليمان را به حكومت مدينه فرستاد . يزيد بن حاتم عامل افريقيه بمرد ، و به جاى او روح بن حاتم امارت يافت . او نيز بمرد يحيى پسر او فضل را به جاى پدر گماشت . چون او نيز كشته شد ، هرثمة بن اعين را به افريقيه فرستاد . - و ما در اخبار افريقيه از آن سخن خواهيم گفت - رشيد همهء ثغور را ، از جزيره و قنسرين منفرد ساخت و آن ناحيه را عواصم ناميد . و فرمان به عمارت طرسوس داد و مردم در آن سكنى گزيدند . در سال اول خلافتش حج به جاى آورد ، و به مردم حرمين مالى كثير بذل نمود . رشيد ، سليمان بن عبد اللّه البكائى را به غزاى روم فرستاد . امارت بر مكه و طائف عبد اللّه بن قثم را بود ، و بر كوفه موسى بن عيسى [ 1 ] و بر بحرين و بصره و يمامه و عمان و اهواز و فارس محمد بن سليمان بن على ، و بر خراسان ابو العباس فضل [ 2 ] بن سليمان الطوسى . سپس او را عزل كرد و جعفر بن محمد الاشعث را به جاى او فرستاد . او به خراسان رفت ، و پسرش عباس را به كابل فرستاد . او كابل را فتح كرد و سابهار را نيز بگرفت ، و هر چه در آن بود به غنيمت برد . سپس رشيد او را فرا خواند و عزل كرد ، و پسرش عباس را به جاى او گماشت . عبد الملك بن صالح حكومت موصل داشت ، او را نيز عزل نمود و اسحاق بن محمد بن فروخ را امارت موصل داد . آنگاه ابو حنيفه حرب بن قيس را بفرستاد ، و او را به بغداد احضار نمود و بكشت . حكومت ارمينيه ، با يزيد بن مزيد بن زائده ، برادرزاده معن بن زائده بود . رشيد او را عزل كرد و برادر خود عبد اللّه بن مهدى را به جاى او فرستاد . در سال 171 ، امور صدقات بنى تغلب را به روح بن صالح الهمدانى سپرد ، ولى ميان روح و تغلب خلافت افتاد . بنى تغلب جماعتى گرد آوردند و بر سر او تاختند و او را با جماعتى از اصحابش كشتند . در سال 173 ، محمد بن سليمان والى بصره بمرد . برادرش جعفر نزد رشيد فراوان او را
هامش
[ ( 1 ) ] عيسى بن موسى . [ ( 2 ) ] ابو الفضل عباس . . .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 340 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى