از آنجا نرفتند ، تا آنگاه كه اكابر اهل بيت او را ترك گفتند . از كسانى كه عليه او سخت پاى مىفشرد ، محمد بن سليمان بود . عيسى عذر آورد كه از آن سبب خود را از خلافت عزل نمىكند كه مردم با او بيعت كرده و او سوگند خورده كه آن بيعت را نگاه دارد . مهدى قضاة و فقها را گرد آورد . در آن ميان بودند . محمد بن عبد اللّه بن علاثه و مسلم بن خالد الزنجى . اينان راه نمودند كه چگونه مىتوان از سوگند بيرون رفت . پس عيسى خود را عزل نمود . مهدى او را ده هزار درهم و آب و ملكى در زاب و كسكر ببخشيد . او نيز با پسر مهدى موسى بن مهدى به ولايتعهدى بيعت كرد . روز ديگر مهدى بنشست ، و اهل بيت خود را فرا خواند ، و از همه بيعت گرفت . آنگاه به سوى مسجد جامع روان گرديد و عيسى نيز همراه او بود . پس خطبه خواند و مردم را از بيعت با هادى آگاه ساخت ، و به بيعت با او فرا خواند .
مردم بيعت كردند . عيسى نيز برخاست و به خلع خود گواهى داد .
فتح باربد از بلاد سند
در سال 159 ، مهدى ، عبد الملك بن شهاب المسمعى را با جمع كثيرى از سپاهيان و متطوعه ، به بلاد هند گسيل داشت . اينان از فارس به كشتى نشستند و در سرزمين هند فرود آمدند و شهر باربد را بگرفتند . مردم باربد به بتكده پناه بردند . مسلمانان بتكده را با آنان به آتش كشيدند . جمعى سوختند و جمعى كشته شدند . از مسلمانان بيست و چند تن به شهادت رسيدند . مسلمانان چند روز در آنجا درنگ كردند ، تا باد موافق وزيد ، ولى در ميانشان مرضى افتاد كه بيش از هزار نفر از آنان بدان مرض مردند . از آن جمله بود ، ابراهيم بن صبيح .
پس به كشتى نشستند و به سواحل فارس ، در جائى به نام بحر حمران رسيدند . در آنجا دچار طوفان شدند و همهء كشتىهايشان بشكست و بسيارى از آنان غرق شدند .
حج مهدى
در سال 160 ، مهدى عازم حج شد . پسرش هادى و دايىاش يزيد بن منصور را به جاى خود در بغداد نهاد ، و با پسر ديگرش هارون و جماعتى از اهل بيت خود ، به حج رفت . وزير يعقوب بن داود نيز همراه او بود . در مكه حسن بن ابراهيم را كه امان داده بود نزد او آوردند . مهدى حق خويشاوندى به جاى آورد ، و او را اقطاع داد .
چون به مكه رسيد ، به جامهء كعبه توجهى خاص نمود و پس از آنكه جامهء پيشين از آن بركند ، جامهاى بس فاخر بر آن پوشيد . در زمرهء جامهها ، يكى هم جامهاى بود از استبرق كه هشام بن عبد الملك بر آن پوشيده بود . مهدى در اين سال در مكه ، مالى گزاف انفاق كرد ،