تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
على را به جاى او فرستاد . عيسى بن لقمان را امارت مصر داد ، و يزيد بن منصور را امارت سواد كوفه ، و حسان الشروى [ 1 ] را امارت موصل و بسطام بن عمر التغلبى [ 2 ] را امارت آذربايجان . او را از سند عزل كرده بود . در همين سال نصر بن مالك ، صاحب شرطه بمرد . مهدى به جاى او حمزة بن مالك را اين مقام داد . و ابان بن صدقه را كه كاتب هارون بود ، به كتابت هادى گماشت ، و امور هارون را به يحيى بن خالد سپرد . نيز ابو ضمره محمد بن سليمان [ 3 ] را در ماه ذى الحجه از مصر عزل كرد و سلمة [ 4 ] بن رجاء را به جاى او فرستاد . همچنين عامل سواد كوفه ، يزيد بن منصور بود و بر احداث آن اسحاق بن منصور . مهدى در سال 162 ، [ 5 ] على بن سليمان را از يمن عزل كرد ، و عبد اللّه بن سليمان را امارت مكه داد ، و سلمة بن رجاء را از مصر عزل كرد و غلام خود واضح را به مصر فرستاد ، سپس او را نيز عزل كرد و يحيى الحرشى را امارت مصر داد . در اين سال عامل طبرستان ، عمرو بن العلاء بود ، و سعيد بن دعلج و عامل جرجان مهلهل [ 6 ] بن صفوان . مهدى در سال 162 دواوين الازمه [ 7 ] را تاسيس كرد ، و عمر بن بزيع ، غلام خود را عهده‌دار آن كرد .

ولايت عهدى هادى و خلع عيسى

جماعتى از بنى هاشم و شيعهء مهدى ، براى خلع عيسى بن موسى از ولايت‌عهدى ، و بيعت با موسى ، پسر مهدى ، ملقب به الهادى كوشش آغاز كردند . اين امر را به مهدى عرضه داشتند او شادمان شد . روزى عيسى بن موسى را از خانه‌اش كه در رحبه ، از اعمال كوفه بود ، فرا خواند ، ولى عيسى از رفتن به نزد او سرباز زد . مهدى روح بن حاتم را امارت كوفه داد و او را به آزار عيسى سفارش نمود ، ولى او نيز راهى براى اين كار نمىيافت ، زيرا عيسى جز روزهاى جمعه ، يا روزهاى عيد به كوفه نمىرفت . مهدى نزد عيسى كس فرستاد و او را تهديد كرد ، باز هم اجابت ننمود . حتى عم خود ، عباس بن محمد را از پى او فرستاد . عيسى همچنان بر امتناع خود مىافزود . آنگاه دو تن از سرداران را ، كه از شيعيان سرسخت او بودند ، از پى عيسى فرستاد . آنان عيسى را به لشكرگاه مهدى حاضر آوردند . عيسى چند روزى در آنجا بماند و هر روز نزد مهدى مىرفت ، ولى در هيچ باب با او سخن نمىگفت . روزى به خانه مىرفت ، ديد كه جمعى از رؤساى شيعهء مهدى ، براى خلع او گرد آمده‌اند . اينان خواستند بر او حمله برند ولى او به خانه رفت و در را به روى خود بست ، آنان در خانه‌اش را شكستند . مهدى اين عمل را ناپسند شمرد ، ولى مهاجمان
هامش
[ ( 1 ) ] السرورى . [ ( 2 ) ] الثعلبى . [ ( 3 ) ] سليمان . [ ( 4 ) ] مسلمه . [ ( 5 ) ] 166 . [ ( 6 ) ] مهيل . [ ( 7 ) ] يعنى هر ديوانى را زمانى باشد و مردى باشد كه آن را در ضبط آورد . حورش طبرى .