تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
در ايستاد تا عليه او دست به كارى زند ، ولى بدان سبب كه ابو عبيد اللّه مردى محتاط و ديندار بود ، ربيع راه به جايى نمىبرد . پس از راه متهم ساختن پسرش محمد خواست ضربت را بر او وارد آرد . مهدى را گفت محمد پسر ابو عبيد اللّه زنديق است . چون تهمت در دل مهدى پا گرفت ، او را گفت كه از محمد بخواه تا قرآن بخواند . مهدى ، محمد را در غياب پدر بخواند و از او خواست قرآن بخواند . محمد خواندن نيكو نتوانست . مهدى پرسيد : تو نمىگفتى كه پسرت قرآن مىخواند ؟ گفت : آرى مىخواند ، ولى مدتى است كه از من دور بوده ، و قرآن را فراموش كرده است . مهدى فرمان داد تا گردن آن پسر را بزنند . چون پسر را كشت ، از پدر به وحشت افتاد كه مبادا توطئه‌اى برانگيزد و در خون او شود . آنگاه او را از ديوان رسائل برداشت آن را به ربيع داد ، و مقام يعقوب بن داود را برافراشت . يعقوب بن داود ، امرش در همهء آفاق نفاذ يافت ، تا آنجا كه فرمان‌هاى مهدى اجرا نمىشد تا يعقوب بن داود در گوشهء بنويسد : اجرا گردد .

ظهور دعوت عباسيان در اندلس و سرانجام آن

در سال 161 ، عبد الرحمان بن حبيب الفهرى ، از افريقيه به اندلس رفت تا دعوت بنى - عباس را به گوش مردم برساند . او در ساحل مرسيه فرود آمد و براى سليمان بن يقظان [ 1 ] عامل سرقسطه نامه نوشت ، و او را به طاعت مهدى فرا خواند ، و او پاسخش نداد . پس از سپاهيان خود و جماعتى از بربرها لشكرى ترتيب داد و قصد بلاد او كرد . سليمان او را شكست داد ، و عبد الرحمان به تدمير [ 2 ] بازگشت . عبد الرحمان الاموى ، امير اندلس با سپاهى گران به سوى او روان شد ، تا راه گريز بر او ببندد . كشتىهايش را در دريا به آتش كشيد . عبد الرحمان بن حبيب به كوهى منيع در نواحى بلنسيه پناه برد . عبد الرحمان اموى ، براى دستگيرى او مالى فراوان بذل كرد ، تا اينكه يكى از بربرها او را به ناگاه بكشت و چون سرش را به نزدش آورد ، هزار دينار به او داد . اين واقعه در سال 162 اتفاق افتاد . در سال 163 عبد الرحمان الاموى ، امير اندلس خواست براى تلافى به مرز شمالى شام لشكر آورد ، تا انتقام آن تجاوز بستاند . ولى سليمان بن يقظان و حسين بن يحيى بن سعيد بن سعد بن عثمان الانصارى ، در سرقسطه شورش كردند ، و او به كار آنان پرداخت ، و از آمدن به شام منصرف گرديد .

لشكركشى مهدى به روم

مهدى در سال 163 بسيج نبرد با روميان نمود . سپاه را از خراسان و ديگر جاىها گرد آورد . عمويش عيسى بن على ، در آخر ماه جمادى الاخر در لشكرگاهش بمرد . مهدى روز بعد
هامش
[ ( 1 ) ] يقطن . [ ( 2 ) ] تدبير .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 328 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى