را گرد آورد . بعضى گويند همگان را زهر خورانيد . بعضى گويند همگان را بسوخت ، خود را نيز بسوخت . پس به دژ درآمدند ، حرشى سر مقنع را براى مهدى فرستاد . در سال 163 ، سر مقنع را در حلب نزد مهدى بردند .
حكام ولايات در ايام مهدى
مهدى در سال 159 ، اسماعيل [ 1 ] بن ابى اسماعيل را از حكومت كوفه عزل كرد ، و به جاى او اسحاق بن الصباح [ 2 ] الكندى و پس از او اشعثى را امارت كوفه داد . بعضى گويند عيسى بن لقمان بن محمد بن حاطب [ 3 ] الجمحى را امارت داد .
و هم در اين سال سعيد بن دعلج را از احداث بصره ، و عبيد اللّه بن الحسن را از نماز آن ، عزل كرد و به جاى آن دو ، عبد الملك بن ايوب بن ظبيان [ 4 ] النميرى [ 5 ] را گماشت . سپس احداث را به عمارة بن حمزه ، و عماره آن را به مسور بن عبد اللّه الباهلى سپرد . نيز در اين سال قثم بن العباس را از يمامه عزل كرد و به جاى او فضل بن صالح را فرستاد . و مطر غلام منصور را از مصر برداشت و ابو حمزه محمد بن سليمان را امارت مصر داد . و عبد الصمد بن على را از مدينه عزل كرد و محمد بن عبد اللّه الكيژى را بدان شهر فرستاد . سپس او را نيز عزل نمود و محمد بن عبيد اللّه [ 6 ] بن محمد بن عبد الرحمان بن صفوان را امارت داد . در سال 160 او را نيز عزل كرد و جاى او را به زفر بن عاصم الهلالى داد .
هم در اين سال معبد [ 7 ] بن الخليل ، عامل سند بمرد و روح بن حاتم به اشارت وزير ابو عبيد اللّه ، امارت سند يافت . و حميد بن قحطبه كه والى خراسان بود نيز رخت به ديار ديگر كشيد . مهدى بعد از او ابو عون عبد الملك بن يزيد را به خراسان فرستاد . سپس در سال 161 بر او خشم گرفت و عزلش نمود ، و معاذ بن مسلم را حكومت خراسان داد . نيز حمزة بن يحيى را بر سجستان ، و جبرئيل بن يحيى را بر سمرقند امارت داد . جبرئيل باروى سمرقند را بساخت و شهر را استحكام بخشيد . عامل يمن رجاء بن روح بود ، و قضاى كوفه را شريك بن عبد اللّه [ و قضاى بصره را عبيد اللّه بن الحسن و امارت كورههاى دجله و كورههاى اهواز و كورههاى فارس را ، عمارة بن حمزه ] [ 8 ] ، سپس او را عزل كرد ، و محمد بن سليمان را به جاى او فرستاد .
امارت سند را به بسطام بن عمر داد ، و امارت يمامه را به بشير بن المنذر .
مهدى در سال 161 [ 9 ] محمد بن الاشعث ( الخزاعى ) را امارت سند عطا كرد ، و عافيهء قاضى را با ابن علاثه ، قضاى رصافه داد . و فضل بن صالح را از جزيره عزل كرد و عبد الصمد بن
هامش
[ ( 1 ) ] عمه اسماعيل .
[ ( 2 ) ] الصباح .
[ ( 3 ) ] صاحب .
[ ( 4 ) ] سبيان .
[ ( 5 ) ] الفهيرى .
[ ( 6 ) ] عبد اللّه به جاى محمد بن عبيد اللّه .
[ ( 7 ) ] محمد .
[ ( 8 ) ] عبارت ميان قلاب از طبرى افزوده شد .
[ ( 9 ) ] 191 .