تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

آغاز دولت شيعه

بدان كه چون رسول خدا ( ص ) وفات يافت ، اهل بيت بر آن بودند كه خود به امر خلافت سزاوارترند و خلافت ويژه آنان است نه ديگر خاندان‌هاى قريش . در صحيح آمده است كه عباس ، بدان هنگام كه رسول خدا بيمار بود و آن بيمارى به وفات او منجر شد ، على را گفت : ما را نزد او ببر تا از او بپرسيم كه جانشينى او با كيست اگر با ما است بدانيم و اگر با ديگرى است نيز بدانيم و از او بخواهيم تا در باب ما به او سفارش كند . على گفت : اگر رسول خدا ما را از جانشينى خود باز دارد تا ابد ما را از آن محروم خواهند ساخت . و نيز در صحيح آمده است كه رسول خدا در آن بيمارى كه به وفات او منجر شد ، گفت : بياييد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . در اين باب ميان اصحاب اختلاف افتاد و به منازعه برخاستند و آن نامه نوشته نگرديد . ابن عباس مىگفت : بزرگترين مصيبت آن بود كه آن اختلاف و كشمكش سبب شد كه آن مكتوب نوشته نيامد . بسيارى از شيعه معتقدند كه رسول خدا به هنگام بيمارى به خلافت على وصيت كرد و اين امر از منبعى كه در خور اعتماد است مردود است . زيرا عايشه اين وصيت را انكار كرده و انكار او ما را كفايت مىكند . ولى اين مسأله كه رسول خدا على را به جانشينى برگزيده ، در ميان اهل بيت و پيروانشان نيك معروف است . [ 1 ] در قضيه شورى جماعتى از صحابه ، از على پيروى مىكردند و او را از ديگران به خلافت شايسته‌تر مىدانستند . ولى چون خلافت به سوى ديگر چرخيد از آن اظهار تأسف كردند : از اين زمره بودند : زبير و عمار ياسر و مقداد بن الاسود و جز ايشان . اما اين قوم به سبب
هامش
[ ( 1 ) ] مسلم است كه على بن ابى طالب ( ع ) جانشين بلا فصل پيامبر ( ص ) است و ما شيعيان را در اين ترديدى نيست . كسانى هم كه نياز به دلائل و براهينى دارند به كتاب « الغدير » مرحوم امينى يا كتبى از آن سنخ مراجعه فرمايند . ( م )