تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
خبر خروج او به گوش منصور رسيد و گفتند كه خارجى مردى است از قبيلهء همدان و گفتند كه خواهرزادهء حفص بن اشيم است ، در شگفت شد و گفت : نپندارم ، زيرا همهء همدان شيعيان على هستند . آنگاه منصور عزم آن كرد كه مردم موصل را گوشمالى دهد . زيرا آنان با او پيمان بسته بودند كه اگر عليه او خروج كنند دماء و اموالشان مباح باشد . منصور بدين منظور ابو حنيفه و ابن ابى ليلى و ابن شبرمه را دعوت كرد و از آنان فتوى خواست . آن دو گفتند : آنان رعيت تو هستند اگر عفوشان كنى چيزى است كه از تو مىبرازد و اگر عقوبتشان كنى چيزى است كه مستحق آن بوده‌اند . منصور از ابو حنيفه كه ساكت مانده بود ، پرسيد كه او چه مىگويد ؟ ابو - حنيفه گفت : اى امير المؤمنين ، اينان چيزى را به تو ارزانى مىدارند كه خود مالك آن نيستند . آيا اگر زنى بدون عقد نكاح ، خود را بر مردى تسليم كند ، توان از او متمتع شد ؟ منصور بدين سخن از آنان دست بداشت . نيز در ايام مهدى ، يوسف بن ابراهيم معروف به برم [ 1 ] در خراسان خروج كرد و خلق كثيرى [ 2 ] بر او گرد آمدند . مهدى ، يزيد بن مزيد الشيبانى برادرزادهء معن بن زائده را به مقابلهء او فرستاد . ميانشان نبردى سخت درگرفت . يزيد او را اسير كرد و دست بسته نزد مهدى فرستاد . چون به نهروان رسيدند ، يوسف را وارونه - چنان كه رويش به طرف دم شتر بود - بر شترى سوار كردند و بدين حال به رصافه آوردند . در آنجا دست و پايش را بريدند و بر دارش كردند . و گويند كه او حرورى [ 3 ] بود . بر پوشنج و مرو الرود و طالقان و جوزجان غلبه يافت . مصعب بن زريق ، جد طاهر بن الحسين ، عامل پوشنج بود . از آنجا بگريخت . يكى از ياران او معاذا الفريابى بود ، كه با او دستگير گرديد . آنگاه در همان زمان خلافت مهدى ، حمزة بن مالك الخزاعى در سال 169 در جزيره خروج كرد . منصور بن زياد كه عامل خراج بود سپاهى به سوى او برد ولى از حمزه شكست خورد كار حمزه بالا گرفت ولى يكى از اصحابش بىخبر او را بكشت . آنگاه ، در آخر ايام مهدى در سرزمين موصل خارجى ديگرى از بنى تميم به نام ياسين خروج كرد . او به عقايد صالح بن مسرح الخارجى گرايش داشت . سپاه موصل را شكست داد و بر بيشتر ديار ربيعه و جزيره غلبه يافت . مهدى سردار خود ابو هريرة بن محمد بن فروخ و هرثمة بن اعين ، از موالى بنى ضبه را به نبرد با او فرستاد . اينان با او نبرد كردند تا او و جماعتى از يارانش كشته شدند و باقى رو به گريز نهادند . آنگاه در ايام رشيد به سال 178 ، در جزيره ، وليد بن طريف از بنى تغلب خروج كرد .
هامش
[ ( 1 ) ] بره . [ ( 2 ) ] اجتمع بشر كس . ابن اثير : اجتمع معه بشر كثير طبرى : اجتمع معه - فيما ذكر - بشر من الناس كثير . [ ( 3 ) ] حروبأ .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 265 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى