تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
حروريه بود . از ديگر سو ، بسطام البيهسى [ 1 ] با همين عده از ربيعه نيز خروج كرد او با بن سعيد بن بهدل اختلاف رأى داشت . سعيد بن بهدل ، خيبرى [ 2 ] را بر سر او فرستاد با صد و پنجاه تن . اينان به يك باره حمله آوردند و بسطام و يارانش را كشتند و جز چهارده تن نجات يافتند . سعيد بن بهدل به عراق رفت و در آنجا بمرد . او ضحاك بن قيس الشيبانى را به جاى خود گماشت . شراة [ 3 ] با او بيعت كردند . ضحاك به موصل و شهر زور آمد . چهار هزار تن يا بيشتر از صفريه گردش را گرفتند . مروان نضر بن سعيد الحرشى را امارت عراق داد و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز را عزل كرد ، عبد اللّه ، در حيره تحصن جست . نضر بدانجا سپاه برد و دو ماه با يك ديگر نبرد كردند در اين نبرد مضريان [ 4 ] از نضر جانبدارى مىكردند زيرا مروان به طلب خون وليد برخاسته بود كه مادرش از قيس بود و قيس از مضر . و يمنيان با عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز بودند . زيرا در قتل وليد به سبب رفتارى كه با خالد القسرى كرده بود ، شركت داشته بودند . چون خوارج از اين اختلاف آگاه شدند در سال 127 به عراق آمدند . ميان عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز و نضر بن سعيد رسولانى آمد و شد كردند ، آنگاه چنان نهادند كه در قتال با خوارج با يك ديگر همدست شوند و در كوفه اجتماع كردند . هر يك از آن دو با اصحاب خود نماز گزاردند و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز بر همهء لشكر فرماندهى يافت و به مقابله با خوارج بيرون آمدند . خوارج حمله‌اى كردند و آنان را تا درون خندق‌هايشان پس نشاندند . روز دوم جنگ نيز چنين شد . روز ديگر مردم به جانب واسط روان شدند . از كسانى كه به واسط رفتند نضر بن سعيد الحرشى و منصور بن جمهور و اسماعيل برادر خالد القسرى بود و جمعى ديگر از وجوه . عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز نيز به واسط رفت و ضحاك بر كوفه مسلط گرديد . و بار ديگر نبرد ميان ابن عمر و نضر از سر گرفته شد . ضحاك روانهء واسط شد . باز ابن عمرو نضر براى جنگ با او اختلاف‌هاى خود را به يكسو نهادند و با خوارج به نبرد پرداختند تا هر دو از جنگ خسته شدند . منصور بن جمهور به خوارج پيوست و با آنان بيعت كرد . ابن عمر نيز با خوارج مصالحه نمود تا يكسره به دفع مروان پردازند . اين بود كه به نزد ضحاك رفت و با او بيعت كرد و پشت سرش نماز خواند . ضحاك به كوفه بازگشت و ابن عمر در واسط ماند . ضحاك از كوفه به موصل رفت . اكنون بيست ماه از آغاز محاصرهء واسط گذشته بود . در موصل مردى از بنى شيبان به نام قطران بن اكمه عامل مروان بود . مردم موصل دروازه‌هاى شهر را بر روى ضحاك گشودند و او را به شهر در آوردند . قطران با سپاه خوارج به جنگ پرداخت . در اين جنگ خود و همه يارانش كشته
هامش
[ ( 1 ) ] بهسى . [ ( 2 ) ] خبيرى . [ ( 3 ) ] سراة . [ ( 4 ) ] صفريه .