شدند . اين خبر به مروان رسيد . او در آن ايام شهر حمص را در محاصره گرفته بود . به پسرش عبد اللّه كه از سوى او در جزيره بود ، نوشت كه با همهء سپاه خود به نصيبين رود و جلو ضحاك را بگيرد كه به جزيره در نيايد . او با هشت هزار سوار برفت و ضحاك با صد هزار نفر نصيبين را در محاصره گرفت . آنگاه مروان بن محمد خود بيامد و در نواحى كفرتوثا [ 1 ] از اعمال ماردين جنگ درگرفت . تمام روز را تا شب نبرد كردند . ضحاك با ششهزار تن از دليران سپاه خود پياده شدند و جنگى سخت كردند . چنان كه تا آخرين نفرشان كشته شدند . كشتهء ضحاك را در ميان كشتگان يافتند . مروان سرش را به شهرهاى جزيره فرستاد تا در همه جا بگردانند .
بعد از كشته شدن ضحاك ، خوارج با خيبرى سردار سپاه او بيعت كردند و نبرد با مروان را ادامه دادند و او را منهزم ساختند و تا پردهسراى او پيش تاختند و طنابهاى آن را بريدند و خيبرى بر فرش او قرار گرفت . بر ميمنهء مروان ، عبد اللّه بن مروان بود و بر ميسرهاش اسحاق بن مسلم العقيلى . چون سپاهيان خبر يافتند كه شمار كسانى كه با خيبرى به پردهسراى مروان داخل شدهاند اندك است آنان را در همانجا محاصر كردند و همه را به قتل آوردند و خيبرى هم در ميان كشتگان بود . مروان كه شش ميل دور شده بود ، با شنيدن اين خبر بازگرديد .
خوارج بازگشتند و با شيبان الحرورى : شيبان بن عبد العزيز اليشكرى مكنى به ابو دلف [ 2 ] ، بيعت كردند . از اين پس ، مروان به هنگام جنگ با آنان سپاه خود را به دستههايى تقسيم مىنمود و تا مدتى رسم تعبيهء صفوف برافتاد . بسيارى از سپاهيان شيبان از او جدا شده بودند . اينان به اشارهء سليمان بن هشام به موصل رخت كشيدند و در جانب شرقى دجله ، لشكرگاه ساختند و پلها را بستند . مروان از پى آنان روان شد و به مدت نه ماه با آنان نبرد كرد و از دو سو ، خلق كثيرى كشته شد . برادرزادهء سليمان بن هشام به نام امية بن معاويه اسير گرديد دست و پايش را بريدند ، سپس گردنش را زدند .
مروان به يزيد بن عمر بن هبيره كه در قرقيسيا بود ، نوشت و فرمان داد به صوب عراق حركت كند و او را امارت عراق داد . در اين ايام مثنى بن عمران العائذى [ 3 ] كه از قريش بود ، در كوفه خليفهء خوارج بود . او با يزيد بن عمر بن هبيره در عين التمر به مقابله آمد و ميانشان نبردى سخت درگرفت و خوارج منهزم شدند . آنگاه در نخيله در بيرون كوفه اجتماع كردند باز هم يزيد بن عمر بن هبيره منهزمشان نمود . اين بود كه به بصره رفتند . شيبان عبيدة بن سوار را با سپاهى عظيم بدانجا فرستاد باز هم از ابن هبيره شكست خوردند و عبيده كشته شد و لشكرگاهش به تاراج رفت . و يزيد بن عمر بن هبيره بر عراق مستولى شد .
منصور بن جمهور همراه با خوارج بود . او به ماهين رفت و بر آنجا و بر ناحيهء جبل غلبه
هامش
[ ( 1 ) ] كفريمونا .
[ ( 2 ) ] ابو القاد .
[ ( 3 ) ] العائدى .