تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
او از مرگ خود خبر داد و اهل بيت خود را فرمان داد كه به كوفه روند و وصيت كرد كه بعد از او كار خلافت با ابو العباس عبد اللّه بن الحارثيه است . ابو العباس با اهل بيت و برادرش ابو جعفر المنصور و عبد الوهاب و محمد پسر برادرش ابراهيم و عيسى پسر برادرش موسى و از عموهايش ، داود ، عيسى ، صالح ، اسماعيل ، عبد اللّه و عبد الصمد پسران على بن عبد اللّه بن عباس و موسى پسر عمويش داود و يحيى پسر جعفر بن تمام بن العباس در ماه صفر به كوفه وارد شدند . ابو سلمه و شيعه در حمام اعين بيرون شهر كوفه بودند . ابو سلمه آنان را را به خانهء وليد بن سعيد [ 1 ] از موالى بنى هاشم در ميان بنى اود فرود آورد و آمدن ايشان را به مدت چهل روز از همهء سران شيعه مكتوم نگهداشت . مىگويند كه ابو سلمه مىخواست خلافت را به خاندان ابو طالب برگرداند . ابو الجهم و ديگران از بزرگان شيعه ، هر وقت در اين باب چيزى مىگفتند ، او مىگفت : شتاب نكنيد ، هنوز وقت آن نرسيده است . روزى ابو حميد ، محمد بن ابراهيم الحميرى ، خادم ابراهيم امام را بديد . او سابق ، خوارزمى نام داشت . ابو حميد او را بشناخت و از حال ابراهيم پرسيد ، گفت : او در گذشته است و پس از خود ، برادرش ابو العباس را به جانشينى برگزيده و او اينك با اهل بيت خود در كوفه است . ابو حميد خواستار ديدار شد . گفت : بايد از او اجازت خواهم . و فردا را قرار در همان مكان نهادند . ابو حميد نزد ابو الجهم آمد و او را از آنچه رفته بود آگاه كرد . ابو الجهم در لشكرگاه ابو سلمه بود . گفت كه به ديدار او شتابد . روز ديگر ابو حميد به همان جاى كه مقرر كرده بودند بيامد . به همراه سابق بر ابو العباس داخل شد و پرسيد كه خليفه چه كسى است ؟ داود بن على گفت : اين امام و خليفهء شماست ، و به ابو العباس اشارت كرد . او بر ابو العباس به خلافت سلام كرد و به سبب وفات پدرش ابراهيم او را تعزيت گفت . و با خادمى از خادمان ايشان ، نزد ابو الجهم بازگشت و او را از مكانشان خبر داد و گفت كه ابو العباس نزد ابو سلمه كس فرستاده كه كرايهء چارپايانى را كه با آنان به كوفه آمده‌اند ، بپردازد و او هيچ چيز نفرستاده است . ابو الجهم و ابو حميد و ابراهيم بن سلمه نزد موسى بن كعب رفتند و ماجرى بگفتند . او نيز همراه آن خادم دويست دينار براى امام بفرستاد . سران قوم متفق شدند كه به ديدار امام بيايند . موسى بن كعب ، عبد الحميد بن ربعى ، سلمة بن محمد ، عبد اللّه الطائي ، اسحاق بن ابراهيم ، شراحيل ، عبد اللّه بن بسام ، محمد بن ابراهيم ، محمد بن حصين و سليمان بن الاسود با يك ديگر هماهنگ شدند و بر ابو العباس داخل شدند و بر او به خلافت سلام كردند و او را به مرگ پدرش تعزيت گفتند . موسى بن كعب و ابو الجهم بازگشتند و آنان در نزد امام باقى ماندند و ابو الجهم آنان را سفارش كرد كه اگر ابو سلمه آمد او را جز به تنهايى نزد امام نبرند . اين خبر به ابو سلمه رسيد ، چنان كه برايش
هامش
[ ( 1 ) ] سعيد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 206 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى