تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
فرود آمد و ابو عون تا محرم 132 در شهر زور درنگ كرد .

رفتن قحطبه به نبرد ابن هبيره

چون داود پسر يزيد بن عمر بن هبيره از حلوان بگريخت ، نزد پدر آمد ، يزيد با سپاه و آلت و عدتى بىحساب به مقابلهء قحطبه روان شد . مروان حوثرة بن سهيل الباهلى را نيز به مدد او فرستاد . ابن هبيره بيامد تا به جلولاء رسيد در آنجا خندقى كند و لشكرگاه ساخت . اين خندق همان خندقى بود كه ايرانيان در نبرد با اعراب كنده بودند . او در جلولاء [ 1 ] درنگ كرد و قحطبه به حلوان آمد . سپس از دجله گذشت و وارد انبار گرديد . ابن هبيره پيشدستى كرد و به كوفه درآمد . حوثره نيز با پانزده هزار تن به كوفه روان شد . قحطبه در دوم محرم سال 132 از فرات گذشت . لشكرگاه ابن هبيره بر دهانهء فرات در مكانى در بيست و سه فرسنگى كوفه بود . حوثره و باقيمانده سپاه ابن ضباره نيز با او بودند . يارانش اشارت كردند كه كوفه را رها كند و به خراسان رود . تا قحطبه از پى او آيد ولى او هواى كوفه داشت و در مداين از دجله بگذشت . حوثره بر مقدمهء او بود و دو گروه به جانب فرات روان گرديدند . قحطبه به يارانش گفت : امام مرا خبر داده كه نبردى كه پيروزى ما در آن است ، در اينجا اتفاق خواهد افتاد . پس گذرگاه رود را به او نشان دادند و او از آن بگذشت و با حوثره و محمد بن نباته جنگ آغاز كرد ، شاميان بگريختند . در اين گير و دار قحطبه ناپديد شد ، مقاتل بن مالك العتكى [ 2 ] شهادت داد كه قحطبه پس از خود ، حسن فرزندانش را به جانشينى برگزيده است . پس حميد بن قحطبه براى برادر خود حسن از همگان بيعت گرفت . حسن با سريه‌اى به سويى رفته بود . او را فراخواندند و بر خويش امير ساختند . در جستجويى قحطبه و حرب بن سالم [ 3 ] بن احوز را يافتند كه در درون جويى كشته افتاده بودند . گويند كه چون قحطبه از فرات گذشت ، معن بن زائده در نبردى او را بزد . چون بيفتاد وصيت كرد كه اگر بمرد ، جسد او را در آب اندازند . محمد بن نباته و شاميان منهزم شدند و قحطبه بمرد . او پيش از مرگ خود گفته بود : كه چون به كوفه داخل شديد ، بدانيد كه وزير آل محمد ابو سلمهء [ 4 ] خلال است . چون محمد بن نباته و حوثره به هزيمت رفتند به يزيد بن عمر بن هبيره پيوستند و همه به واسط گريختند . حسن بن قحطبه لشكرگاه‌شان را تصرف نمود . چون خبر به كوفه رسيد محمد بن خالد بن عبد اللّه القسرى نيز قيام كرد و به سود شيعه دعوت نمود . او در شب عاشورا خروج كرد . زياد بن صالح الحارثى امير كوفه بود و رئيس شرطه او ، عبد الرحمان بن بشير العجلى . محمد بن خالد به قصر الاماره رفت و زياد بن صالح و
هامش
[ ( 1 ) ] حلوان . [ ( 2 ) ] العللى . [ 3 ) كم . ] [ ( 4 ) ] ابو مسلمه .