تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
يارانش از شاميان ، از آنجا بگريختند . چون حوثره بشنيد به كوفه آمد اطرافيان محمد بن خالد از گردش پراكنده شدند ولى او در قصر امارت بماند . پس جماعتى از بجيله كه از اصحاب حوثره بودند ، داخل در دعوت شدند و جماعتى ديگر از كنانه . چون حوثره چنان ديد او نيز به واسط روان شد . محمد بن خالد خبر پيروزى خود بر كوفه را به قحطبه نوشت - و او نمىدانست كه قحطبه هلاك شده است - حسن نامهء او را براى مردم بخواند و به سمت كوفه حركت كرد . محمد چهار روز در كوفه درنگ كرد . بعضى گويند كه حسن بن قحطبه بعد از قتل يزيد بن عمر بن هبيره به كوفه آمد . عبد الرحمان بن بشير العجلى در كوفه بود و از شهر بگريخت . آنگاه محمد بن خالد با يازده تن خروج كرد . و حسن را ديدار كرد و با او به كوفه داخل شد . اينان نزد ابو سلمه [ 1 ] آمدند . او در ميان بنى سلمه بود . با او بيعت كردند و او را به لشكرگاه به نخليه آوردند . ابو سلمه پس از دو روز از آنجا به حمام اعين رفت . حسن بن قحطبه سپاهى براى قتال با ابن هبيره به واسط فرستاد . مردم با ابو سلمه خلال حفص بن سليمان بيعت كردند او به وزير آل محمد مشهور بود . ابو سلمه ، محمد بن خالد را امارت كوفه داد و تا زمان ظهور ابو العباس سفاح امير كوفه بود . نيز حميد بن قحطبه را با گروهى به مداين فرستاد و مسيب بن زهير [ 2 ] و خالد بن برمك را به دير قنى [ 3 ] و شراحيل و مهلبى را به عين التمر و بسام بن ابراهيم بن بسام را به اهواز . عبد الواحد [ 4 ] بن عمر بن هبيره امير اهواز بود . بسام با او نبرد كرد و او به بصره گريخت . و سفيان بن معاوية بن يزيد بن الهلب را به امارت بصره فرستاد . سلم [ 5 ] بن قتيبة الباهلى از سوى ابن هبيره عامل اهواز بود . عبد الواحد بن هبيره نيز به او پيوست . چون سفيان بن معاويه به بصره آمد ، سلم ، قيس و مضر و بنى اميه را گرد آورد و يكى از سرداران ابن هبيره نيز با دو هزار مرد بيامد . سفيان نيز يمنيان و ربيعه را بسيج كرد و در ماه صفر نبرد درگرفت . پسر سفيان كه معاويه نام داشت ، كشته شد و بدين سبب به هزيمت رفت . آنگاه از سوى مروان ، چهار هزار تن به يارى سلم آمدند و با ازديان نبرد كردند و از آنان كشتار بسيار كردند و همچنان در بصره بود تا ابن هبيره كشته شد ، آنگاه از بصره بگريخت . فرزندان حارث بن عبد المطلب كه در بصره بودند ، گرد محمد بن جعفر را گرفتند و او را چند روز بر خود امير ساختند ، تا ابو مالك عبد اللّه بن اسيد الخزاعى از جانب ابو مسلم بيامد . چون با ابو العباس سفاح بيعت شد ، او سفيان بن معاويه را امارت بصره داد .

بيعت با سفاح و آغاز دولت عباسى

پيش از اين گفتيم كه : مروان ابراهيم بن محمد را دستگير كرد و در حران حبس نمود .
هامش
[ ( 1 ) ] ابو مسلمه . [ ( 2 ) ] هبيره . [ ( 3 ) ] فنا . [ ( 4 ) ] عبد الرحمان . [ ( 5 ) ] سالم .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 205 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى