بارو را كه ويران شده بود ، دوباره بساخت . مروان به جانب حمص روان گرديد چون نزديك شهر رسيد ، جماعتى از اصحاب سليمان تا سرحد مرگ با او بيعت كردند كه بر مروان شبيخون زنند . اين خبر به مروان رسيد او دشمن را چندان گوش داشت كه به شبيخون توفيق نيافتند ولى در راه او كمين گرفتند ، و نبرد تا پايان روز ادامه داشت . قريب به ششصد تن از آنان كشته شدند . اين بود كه نزد سليمان بازگشتند . سليمان ، برادر خود سعيد را در حمص به جاى خود نهاد و روانهء تدمر شد . مروان به حمص آمد و ده ماه آن را در محاصره گرفت و هشتاد و اند منجنيق براى فرو كوفتن حمص نصب كرد . تا مردم امان خواستند . مروان بدان - شرط كه سعيد بن هشام را به او تسليم كنند . آنان را امان داد .
مروان براى قتال با ضحاك خارجى به كوفه راند . گويند : سليمان بن هشام چون در قنسرين شكست خورد ، در عراق ، به عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز پيوست و با او نزد ضحاك رفتند و با او بيعت كردند . در اين ايام نضر [ 1 ] بن سعيد الحرشى والى عراق بود . چون اوضاع را چنان ديد ، به جانب مروان راند تا به او پيوندد . در قادسيه سپاهيان ضحاك با او رو به رو شدند . سردار اين سپاه ابن ملجان بود . نضر بن سعيد او را بكشت . ضحاك مثنى بن عمران - از بنى عائده - را به جاى او گماشت . ضحاك به موصل راند . و ابن هبيره پيش آمد تا به عين التمر [ 2 ] رسيد . مثنى به مقابلهء او رفت . ابن هبيره منهزمش ساخت و جماعتى از اصحابش را بكشت . خوارج رو به گريز نهادند . منصور بن جمهور نيز با آنان بود . خوارج به كوفه آمده سپاهى گرد كرده به مقابلهء ابن هبيره بيرون آمدند . اين بار نيز شكست خوردند و ابن هبيره به كوفه داخل شد و از كوفه به واسط رفت . ضحاك عبيدة بن سوار التغلبى را براى نبرد با او بفرستاد . او در صراة فرود آمد . ابن هبيره در آنجا با او قتال كرد . خوارج - چنان كه در اخبارشان خواهد آمد - بگريختند .
ظهور عبد اللّه بن معاويه بن عبد اللّه بن جعفر
عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر با برادران و فرزندان خود نزد عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز به كوفه رفت . عبد اللّه او را گرامى داشت و هر روز سيصد درهم براى او معين نمود .
اينان همچنان در كوفه بودند .
چون با ابراهيم بن وليد بعد از برادرش بيعت شد و اوضاع شام درهم ريخت و مروان به دمشق رفت ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن معاويه را نزد خود نگه داشت و در رزق او در افزود تا اگر مروان بر ابراهيم ظفر يابد ، او را به قتال با مروان وادارد . چون مروان بر ابراهيم ظفر يافت ، اسماعيل بن عبد اللّه القسرى به كوفه گريخت ولى عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز [ 1 ] او را
هامش
[ ( 1 ) ] نصر .
[ ( 2 ) ] عيد التمر .