تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

خلافت مروان بن محمد

حركت مروان به شام

چون يزيد وفات كرد و برادرش ابراهيم كه مردى ناتوان بود به جاى او نشست ، مروان شورش آغاز كرد و بر فور روانهء دمشق گرديد . چون به قنسرين رسيد بشر بن وليد از جانب برادر خود يزيد در آنجا بود . برادر ديگرشان مسرور نيز در خدمت او بود . مروان آنان را به بيعت با خود فرا خواند . يزيد بن عمر بن هبيره با ابراهيم همدلى نشان داد ، او نيز به مقابله با مروان برخاست . چون دو سپاه رو به رو شدند ، يزيد بن عمر بن هبيره و قيسيان به مروان گرويدند و بشر و مسرور را به مروان تسليم كردند . مروان نيز آن دو را محبوس نمود و با مردم قنسرين و كسانى كه با او بودند ، به حمص روان شد . مردم حمص از بيعت با ابراهيم امتناع كرده بودند ، از اين رو ابراهيم ، عبد العزيز بن الحجاج بن عبد الملك را با سپاهى از دمشق به آنجا فرستاده بود . اين سپاه شهر را در محاصره داشت . چون مروان رسيد ، عبد العزيز به نزد او آمد و با او بيعت نمود ، سپاه او نيز با مروان بيعت نمودند . سليمان بن هشام با صد و بيست هزار به مقابله آمد . مروان هشتاد هزار سپاهى داشت . مروان آنان را به صلح فراخواند و گفت كه فرزندان وليد ، حكم و عثمان را از زندان آزاد نمايند و او عهد مىكند كه به طلب خون وليد قيام نكند . ولى آنان نپذيرفتند و جنگ را آغاز كردند . مروان گروهى از سپاه خود را فرستاد كه از پشت به سپاه ابراهيم حمله برند ، سپاه ابراهيم شكست خورد و حمصيان تيغ در آنان نهادند و قريب به هفده هزار تن را كشتند و همين شمار را اسير گرفتند . مروان از آنان براى حكم و عثمان پسران وليد بيعت گرفت . و يزيد بن العقار [ 1 ] و وليد بن مصاد را - كه هر دو كلبى بودند - به زندان افكند و آن دو در زندان بمردند . اين دو در كشتن وليد دست داشته بودند .
هامش
[ ( 1 ) ] العفار .