تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بن عبد الملك را بر خود امير ساختند و به نبرد با يزيد بن وليد بسيج كردند . يزيد ، سليمان بن هشام را با مردم دمشق و اهل حمص كه با سفيانى بودند با هشتاد هزار سپاهى به جنگ آنان فرستاد . آنگاه سعيد بن روح و ضبعان بن روح را كه بر مردم فلسطين نفوذ داشتند به وعده بنواخت . اينان مردم فلسطين را بازگردانيدند . سليمان بن هشام پنج هزار جنگجو به طبريه فرستاد . آنان ديه‌ها و املاك مردم را غارت كردند . مردم طبريه از حوادث بعد بيمناك شدند و بنهء يزيد بن سليمان و محمد بن عبد الملك را به تاراج بردند و به خانه‌هاى خود رفتند و چون جماعات اردن و فلسطين پراكنده شدند ، سليمان بن هشام همراه با مردم اردن آمدند و با يزيد بيعت كردند . آنگاه يزيد به طبريه و رمله رفت و از مردم آنجا بيعت گرفت و ضبعان بن روح را بر فلسطين امارت داد و ابراهيم بن وليد را بر اردن .

حكومت منصور بن جمهور بر عراق و سپس حكومت عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز

چون يزيد به خلافت رسيد ، منصور بن جمهور را بر عراق و خراسان امارت داد . و اين منصور مردى دين‌دار نبود ، بلكه دربارهء غيلانيه ، عقايدى چون عقيده يزيد داشت ، و با يوسف بن عمر به سبب اين كه خالد القسرى را كشته بود ، دشمنى مىورزيد . چون خبر قتل وليد به يوسف بن عمر رسيد ، پريشان خاطر گشت و همه يمنيانى را كه در دستگاهش بودند ، به زندان افكند و با مضريان به مشورت پرداخت ولى رأى هيچ كس را نپذيرفت و يمنيان را آزاد نمود . منصور بن جمهور به عراق روان شد و از عين التمر [ 1 ] به سرداران شام كه در حيره بودند نوشت كه يوسف بن عمر و عمالش را دستگير نمايند . يوسف سر به اطاعت فرود آورد . چون منصور بن جمهور نزديك شد ، يوسف بن عمر نزد عمرو [ 2 ] بن محمد بن سعيد بن العاص رفت و نهانى خود را به شام رسانيد . يزيد بن وليد پنجاه سوار براى دستگيرىاش بفرستاد . چون چنان ديد ، بگريخت و خود را پنهان ساخت . او را در ميان زنان يافتند و نزد يزيد آوردند . يزيد او را با دو پسر وليد ، حبس كرد تا آنگاه كه يكى از موالى يزيد بن خالد القسرى همه را به قتل آورد . منصور بن جمهور چند روز از رجب گذشته ، وارد كوفه شد . دست به عطا گشود و هر كس از عمال و اهل خراج را كه در زندان بود ، آزاد نمود . برادر خود را امارت رى و خراسان داد . و او چون به خراسان رفت نصر بن سيار از تسليم خراسان به او امتناع كرد . يزيد ، منصور بن جمهور را پس از دو ماه كه از امارتش گذشته بود ، عزل كرد و عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز را به جاى او فرستاد و گفت : به سوى مردم عراق رو . زيرا مردم عراق
هامش
[ ( 1 ) ] عين البقر . [ ( 2 ) ] در اصل : عمر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 177 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى