تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
نشستند و هوا از غبار تيره و تار شده بود . پشت سر تركان دره‌اى بود . جماعتى از مسلمانان و تركان در آن دره غلطيدند . سوره نيز به دره فرو غلطيد و زانويش بشكست . پس تركان باز گشتند و مسلمانان را كشتار كردند ، چنان كه از آنان جز اندكى باقى نماند . مهلب بن زياد العجلى [ 1 ] با ششصد يا هزار تن از جمله قريش بن عبد اللّه العبدى به ديهى موسوم به مرغاب حمله آوردند و بر قصرى از قصور آن دستبرد زدند . مهلب بن زياد كشته شد . ياران او جف [ 2 ] بن خالد را بر خود امير ساختند . آنگاه اشكند [ 3 ] امير نسف و غوزك ملك سغد آمدند و او را امان دادند و نزد خاقان بردند . ولى خاقان امان غوزك را نپذيرفت و همه را بكشت . جنيد از شعب بيرون آمد و روانهء سمرقند شد . مجشر بن مزاحم ، اشارت كرد كه درنگ كند . او درنگ كرد . بناگاه طلايهء سپاه ترك نمايان شد . ميان دو سپاه جنگ درگرفت . مسلمانان پاى فشردند . اين بار بردگان را به جنگ فرستادند و بردگان ، دشمن را منهزم ساختند . جنيد به سمرقند آمد و عيالات خود را به مرو فرستاد و خود چهار ماه در سغد درنگ كرد . در خراسان كسانى كه در جنگ‌ها صاحب رأى بودند ، مجشر بن مزاحم السلمى و عبد الرحمان بن صبح الخرقى [ 4 ] و عبيد اللّه بن حبيب الهجرى بودند . چون تركان بازگشتند جنيد ، نهار بن توسعه از تيم اللات [ 5 ] و زميل [ 6 ] بن سويد را نزد هشام فرستاد تا او را خبر دهند . و او را از نافرمانى سورة بن الحر آگاه كرد كه بر سر جيحون درنگ نكرد تا دشمن بدان دست يافت . هشام به او نوشت كه ده هزار تن از بصره به يارى تو فرستادم و ده هزار تن از كوفه و سى هزار نيزه و سى هزار شمشير . جنيد در سمرقند ماند و خاقان به بخارا راند . قطن بن قتيبة بن مسلم امير بخارا بود . مسلمانان بر جان او از ترك بيمناك شدند . پس جنيد با عبد اللّه بن ابى عبد اللّه از موالى بنى سليم مشورت كرد كه ياران من چنين و چنان مىگويند ، تو چه مىگويى ؟ عبد اللّه گفت : بدان شرط كه هر چه مىگويم ، مخالفت نكنى گفت : چنين باد . گفت : به هر جا فرود آمدى خندق حفر كن و هر چند بر كنارهء آب باشى از حمل آب غافل مباش . و در باب حركت و فرود نيز اندرزهايى داد . جنيد ، عثمان بن عبد اللّه بن الشخير را با چهار صد سوار و چهار صد پياده به جاى خود در سمرقند نهاد و بر عطاياى آنان درافزود و خود با همه عيالات به راه افتاد . و براند تا به طواويس نزديك شد . در كرمينيه ، در روز اول رمضان سپاه را عرض ديد و با تركان درآويخت . پس از اندك نبردى ، تركان بازگشتند . جنيد ، روز ديگر باز به راه خود ادامه داد . باز هم تركان راه بر او گرفتند ، نبردى دست داد و مسلم بن احوز ، برخى از بزرگانشان را بكشت . آنان از طواويس بازگشتند .
هامش
[ ( 1 ) ] العجمى . [ ( 2 ) ] الرحب . [ ( 3 ) ] اسكيد . [ ( 4 ) ] المخزومى . [ ( 5 ) ] نيم اللد . [ ( 6 ) ] ابن اثير : زبل .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 148 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى