تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
گرانبها تقديم داشت . هشام را از اين گردن بند خوش آمد ، از اين رو گردن بندى ديگر به هشام هديه كرد . هشام او را به امارت خراسان فرستاد و همراه بريد روانه نمود . او با پانصد تن به خراسان آمد . خطاب به محرز السلمى خليفهء اشرس بر خراسان نيز ، همراه او بود . جنيد همراه با خطاب به ما وراء النهر رفت و از جيحون بگذشت . آنگاه نزد اشرس كه با مردم بخارا و سغد مىجنگيد ، كس فرستاد و از او خواست كه گروهى به يارى او فرستد ، مبادا كه دشمن متعرض او گردد . اشرس عامر بن مالك الحمانى [ 1 ] را بفرستاد . ولى تركان و سغديان راه بر عامر گرفتند و ميانشان جنگى درگرفت عامر به حائطى استوار پناه برد . جمعى از ياران او با و اصل بن عمرو القيسى از آن سوى حائط بيرون آمدند و به پشت سپاه ترك دور زدند ، مسلمانان نيز از مقابل حمله كردند و تركان را منهزم ساختند و عامر به جنيد پيوست . سردار مقدمهء سپاه جنيد عمارة بن حريم [ 2 ] بود . تركان راه بر آنان گرفتند ولى مسلمانان پيروز شدند . خاقان به نواحى سمرقند راند . قطن بن قتيبه كه بر ساقهء لشكر بود ، بر سپاه خاقان زد و برادرزادهء او را اسير كرد . جنيد او را نزد هشام فرستاد و خود پيروزمندانه به مرو بازگشت و قطن بن قتيبه را بر بخارى و وليد بن القعقاع العبسى را بر هرات و حبيب بن مرة العبسى را به فرماندهى شرطه و مسلم بن عبد الرحمان الباهلى را بر بلخ امارت داد . پيش از او نصر بن سيار ، حكومت هرات را داشت . ميان او و باهليان عداوت بود . مسلم نزد نصر كس فرستاد ، و او را در يكتا جامه‌اى بدون شلوار نزد او بردند . مسلم گفت : آيا شيخ مضر را بدين گونه مىآوريد . پس جنيد ، مسلم را از بلخ عزل كرد و گروهى را نزد هشام فرستاد تا او را از آن پيروزيها آگاه سازند .

قتل جراح بن عبد اللّه الحكمى

پيش از اين گفتيم كه جراح در سال 104 به بلاد خزر لشكر برد و خزران را منهزم ساخت و كشتار بسيار كرد و بلنجر را گرفت و به صاحب آن بازگردانيد . پس زمستان فرا رسيد و جراح در همانجا بماند . چون هشام به خلافت رسيد او را در همان مقام كه بود ، ابقاء كرد . سپس امارت ارمينيه را به او داد و او به سال 111 به بلاد تركمان از ناحيهء تفليس وارد شد و شهرشان موسوم به مدينة البيضاء را گشود و پيروزمند بازگشت . پس خزر و ترك ديگر بار در ناحيهء آلان گرد آمدند و جراح در سال 112 به جانب آنان راند و در مرج اردبيل ، ميانشان نبرد افتاد . شمار افراد دشمن بسيار بود . در اين جنگ جراح و يارانش كشته شدند . جراح ، برادر خود حجاج را بر ارمينيه حكومت داده بود ، چون جراح كشته شد ، خزرها كه تركمانان هستند طمع در قلمرو او نمودند و در آن سرزمين پيش رفتند و تا نزديكىهاى موصل براندند .
هامش
[ ( 1 ) ] الجانى . [ ( 2 ) ] حزيم .