آنگاه كه بيمارى عمر بن عبد العزيز شدت يافت ، او از بيم يزيد بن عبد الملك حيلهاى انگيخت و از زندان بگريخت . زيرا زن يزيد برادرزادهء حجاج بود و سليمان بن عبد الملك ، يزيد بن مهلب را به شكنجه و عذاب همه خويشاوندان حجاج فرمان داده بود . پسر مهلب نيز آنان را از بلقاء منتقل كرده بود و زن يزيد هم در ميان آنان بود و او را هم شكنجه داده بود . يزيد بن عبد الملك براى شفاعت زنش به خانهء يزيد بن مهلب آمده بود ، و يزيد بن مهلب شفاعت او را نپذيرفته بود . يزيد بن عبد الملك مالى را كه بر او مقرر شده بود ، به عهده گرفته بود باز هم يزيد بن مهلب نپذيرفته بود . يزيد بن عبد الملك او را تهديد كرده بود . پسر مهلب گفته بود اگر تو به حكومت رسيدى با صد هزار شمشير تو را از مسند خلافت فرو مىافكنم .
يزيد بن عبد الملك مجبور شد براى رهايى زنش صد هزار دينار بدهد . اين بود كه چون بيمارى عمر بن عبد العزيز شدت يافت يزيد بن مهلب بيمناك شد و به موالى خود پيام داد كه صبح روز ديگر با چند اسب و شتر در مكانى كه معين كرده بود ، حاضر باشند و با مالى كه به عامل حلب و زندانبانان خود داده بود آنان راه را برايش گشودند و به جايى كه اسبها و اشتران را حاضر آورده بودند ، برفت و بگريخت و به بصره شد و از آنجا به عمر نوشت « به خدا سوگند اگر به زنده ماندن تو اميد مىداشتم هرگز از زندان نمىگريختم اما مىترسيدم كه يزيد مرا به سختترين وجهى بكشد . » عمر بن عبد العزيز را رمقى مانده بود كه نامه يزيد بن مهلب را برايش خواندند . عمر گفت : « بار خدايا اگر يزيد بن مهلب براى مسلمانان قصد سويى دارد خونش را بريز . » چون با يزيد بن عبد الملك بيعت شد ، به عبد الحميد بن عبد الرحمان در كوفه و به عدى بن ارطاة در بصره نامه نوشت و از گريختن يزيد بن مهلب آنان را آگاه نمود و از او بر حذر داشت . عدى بن ارطاة از دستگير كردن يزيد بن مهلب سر بر تافت ولى پسران او مفضل و حبيب و مروان را در بصره حبس نمود . عبد الحميد از كوفه سپاهى به سردارى هشام بن مساحق [ 1 ] بن عامر به دستگيرى يزيد بن مهلب بفرستاد . اين سپاه به عذيب آمد و يزيد بن المهلب نيز به قطقطانه آمد ولى ميانشان برخوردى رخ نداد . پسر مهلب به سوى بصره راند عدى بن ارطاة مردم بصره را بسيج كرد و خندق كند و مغيرة بن عبد اللّه بن ابى عقيل را فرماندهى سواران داد . پسر مهلب با اصحاب خود بيامد . برادرش محمد هم با جماعت خود خود به او پيوست . عدى بن ارطاة بر هر يك از گروههاى پنجگانهء بصره مردانى گماشت . مثلا مغيرة بن زياد بن عمرو العتكى را بر ازد ، و محرز بن حمران [ 2 ] السعدى را بر تميم ، و نوح بن شيبان بن مالك بن مسمع را بر بكر بن وائل و مالك بن منذر بن الجارود را بر عبد القيس ، و عبد الاعلى بن عبد اللّه بن عامر را بر عاليه . مردم عاليه از قريش و كنانه و ازد و بجيله و
هامش
[ ( 1 ) ] ساحق .
[ ( 2 ) ] حمدان .