تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

خلافت يزيد بن عبد الملك

وفات عمر بن عبد العزيز و بيعت با يزيد بن عبد الملك

در ماه رجب سال 101 ، عمر بن عبد العزيز در دير السمعان بمرد و در همانجا به خاكش سپردند . دو سال و پنج ماه خلافت راند و چهل سال عمر كرد . او را اشج بنى اميه مىگفتند بسبب اثر شكستگى كه بر پيشانى داشت . در زمان كودكى اسبى لگدش زده بود . چون بمرد پس از او يزيد بن عبد الملك - به وصيت سليمان بن عبد الملك - به جايش نشست . به هنگام احتضار او را گفتند براى يزيد بن عبد الملك چيزى بنويس و او را به مهربانى با امت وصيت كن . گفت : او را چه وصيتى كنم ، او از فرزندان عبد الملك است . پس براى او نوشت : « اما بعد ، اى يزيد زنهار مباد از غفلت سرنگون شوى ، در جايى كه از يك لغزش نمىگذرند و تو ديگر قادر به تدارك غفلت خود نيستى . و بدان كه تو هر چه باقى مىگذارى براى كسانى است كه از تو سپاس نمىگويند و نزد كسى مىروى كه تو را در كارهايت معذور نمىدارد . و السلام » چون يزيد به خلافت نشست ، ابو بكر محمد بن عمرو بن حزم را از مدينه عزل كرد . و عبد الرحمان بن ضحاك بن قيس الفهرى را به جاى او فرستاد . و هر چه عمر بن عبد العزيز كرده بود ، دگرگون ساخت . از آن جمله بود خراج يمن . از اين قرار كه محمد بن يوسف برادر حجاج ، خراج مجدد بر آنان نهاده بود و عمر آن را تا عشر و نصف عشر تقليل داده بود ولى يزيد بار ديگر آن خراج را مقرر داشت و به عامل خود بر يمن ، نوشت كه آن را باز ستاند و بفرستد . عمويش محمد بن مروان كه فرمانرواى جزيره و آذربايجان و ارمينيه بود ، بمرد ، يزيد مسلمة بن الملك را به جاى او فرستاد .

احتيال يزيد بن مهلب و كشته شدن او

پيش از اين گفتيم كه يزيد بن مهلب به زندان افتاد و همچنان در زندان بماند . تا