تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
صحنه جنگ ديگر در زندگى خبرى نيست . پس دل به مرگ داد و به مسلمه روى نهاد . جز او كسى را نمىخواست . شاميان گردش را گرفتند و كشتندش . اصحاب او را نيز كشتند و در آن ميان بود ، برادرش محمد . مسلمه سر او را با خالد بن الوليد بن عقبة بن ابى معيط نزد يزيد بن عبد الملك فرستاد . گويند آن كه او را كشت هذيل بن زفر بن الحارث الكلابى بود . عارش آمد كه پياده شود و سرش را جدا كند . ديگرى سر او را جدا كرد . مفضل بن المهلب كه از قتل برادر خود يزيد خبر نداشت ، در گوشه ديگرى از ميدان جنگ به جنگ و گريز مشغول بود تا آنگاه كه او را از قتل يزيد خبر دادند . مردمى كه همراهش بودند ، بگريختند و او خود به واسط گريخت . مردم شام به لشكرگاه يزيد آمدند . ابو رؤبه ، سر كردهء طايفهء مرجئه ، با جماعتى از مرجئه ساعتى از روز با آنان بجنگيدند ، پس بازگشتند . مسلمه سيصد تن را به اسارت گرفته بود ، آنان را در كوفه حبس نمود . تا آنگاه كه از سوى يزيد بن عبد الملك به محمد بن عمرو بن الوليد فرمان آمد كه همه را بكشد . او نيز به عريان بن الهيثم صاحب شرطه فرمان داد . نخست هشتاد تن از بنى تميم را آوردند و آنان را بكشت . در اين حال نامهء يزيد بن عبد الملك رسيد كه آنان را عفو كرده بود . محمد بن عمرو نيز آنان را رها كرد . مسلمه به حيره فرود آمد . خبر قتل يزيد بن مهلب به واسط رسيد پسرش معاوية بن يزيد بن المهلب ، عدى بن ارطاة و محمد پسر او و مالك و عبد الملك پسران مسمع را با سى تن ديگر كه در حبس او بودند ، بكشت و با مال و خزائن به بصره بازگشت . عمويش مفضل و ديگر افراد خاندان نيز به دو پيوستند و عزم سفر دريا نمودند تا به قندابيل روند . وداع بن حميد الازدى در آنجا بود . يزيد بن المهلب او را به امارت قندابيل فرستاده بود تا اگر حادثه‌اى پيش آمد براى اهل بيتش پناهگاهى باشد . پس با مال و عيال به جانب قندابيل روان شدند تا به حدود كرمان رسيدند . در آنجا از كشتىها بيرون آمدند و بقاياى ياران خاندان مهلب به آنان پيوستند . مسلمه ، مدرك بن ضب الكلبى را به طلب آنان فرستاد . مدرك بر آنان دست يافت و نبردى درگرفت . از اصحاب مفضل ، نعمان بن ابراهيم [ بن الاشتر النخعى ] و محمد بن اسحاق بن محمد بن الاشعث ، كشته شدند . مفضل نيز كشته شد و سرش را نزد مسلمة بن عبد الملك در حيره بردند . ابن صول ملك قهستان نيز اسير گرديد و عثمان بن اسحاق بن محمد بن الاشعث بگريخت ولى او نيز كشته شد و سرش را براى مسلمه فرستادند . جماعتى از ياران پسران مهلب بازگشتند و امان خواستند ، مسلمه آنان را امان داد . از آن جمله بودند : مالك بن ابراهيم بن الاشتر و ورد بن عبد اللّه بن حبيب السعدى التميمى . آل مهلب و يارانشان به قندابيل رفتند و وداع بن حميد آنان را پناه داد و با سپاه خود بيرون آمد تا با دشمنانشان بجنگد . مسلمه ، مدرك بن ضب را پس از منهزم ساختن آنان از ناحيهء كرمان فرا خوانده بود
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 131 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى