تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
داد . صول هم در وقت از جرجان بيرون آمد و به بحيره رفت . چون خبر به يزيد رسيد به جرجان لشكر كشيد و فيروز نيز همراه او بود . يزيد پسر خود مخلد را به جاى خود در خراسان و پسر ديگر خود معاويه را به سمرقند و كش و نسف و بخارى نهاد و طخارستان را به حاتم بن قبيصة بن مهلب سپرد و خود به جرجان آمد . در راه هيچ كس مانع او نشد . از جرجان به بحيره رفت و مدت يك ماه صول را در محاصره افكند تا خواستار مصالحه شد بدين شرط كه خود و دارايىاش و سيصد تن از يارانش در امان باشند و بحيره را تسليم كند . يزيد اجابت كرد . صول از بحيره بيرون رفت و يزيد از تركان چهارده هزار نفر بكشت . آنگاه ادريس بن حنظلة العمى را بخواند تا آنچه را كه در بحيره است ، احصا كند تا ميان سپاهيان تقسيم نمايد . از گندم و جو و برنج و كنجد و عسل مقدارى بس فراوان بود و همچنين بود از زر و سيم . چون يزيد بن مهلب با اسپهبد طبرستان مصالحه كرد به جرجان لشكر برد زيرا مردم جرجان باز عصيان كرده بودند . او با خداى خود عهد كرد كه اگر پيروز شود از خون آنان آسيايى را به گردش در آورد و گندم آرد كند و نان بپزد و از آن نان بخورد . هفت ماه مردم جرجان را در محاصره گرفت . آنان هر روز بيرون مىآمدند و جنگى مىكردند و بازمىگشتند . زيرا به سبب بلندى كوهستان‌ها و سختى راه‌ها دست يافتن به اينان دشوار بود ، تا آنگاه كه مردى از خراسانيان كه به شكار بيرون آمده بود راه لشكرگاه را بيافت و يزيد را با گرفتن جايزه‌اى از آن آگاه كرد . يزيد سيصد تن را برگزيد و پسرش خالد را بر آنان فرماندهى داد . جهم بن زحر و آن مرد راهنما را نيز همراه آنان كرد و قرار بر آن نهادند كه فردا به هنگام عصر حمله را آغاز كنند . روز ديگر به هنگام ظهر ، يزيد فرمان داد تا هر چه هيزم در آنجا بود ، همه را آتش زدند . دشمن از ديدن آن همه آتش بيمناك شد و براى نبرد بيرون آمد . بدين اميد كه از پشت سر آسيبى و خطرى نيست . يزيد تا هنگام عصر با دشمن درآويخت به ناگاه مردم جرجان از پشت سر آواز تكبير شنيدند و به دژ خود بازگشتند . مسلمانان از پى آنان حمله آوردند ، به ناچار تسليم شدند . يزيد جنگجويان را بكشت و زنان و فرزندان را اسير كرد و دوازده هزار تن از آنان را به صحراى جرجان برد و به دست انتقامجويان سپرد تا همه را كشتار كردند . پس بر خون‌ها آب ريختند تا آسياب به چرخش درآمد و او گندم آرد كرد و نان پخت و بخورد . در اين معامله چهل هزار تن از مردم جرجان را كشتند . يزيد بن وليد شهر جرجان را بنا كرد و پيش از آن در آنجا شهر نبود . آنگاه خود به خراسان برگشت و جهم بن زحر الجعفى را بر آن ناحيت امارت داد . آنگاه كشتگان را بر دار كرد . دو فرسنگ راه در جانب راست و چپ دارها برپا كرد و آنان را بياويخت .