پيش راند . در سال 91 ، عبد العزيز بن وليد همراه با صوائف ( سپاه تابستانى ) با مسلمة بن عبد الملك همراه شد . وليد مسلمه را حكومت جزيره و ارمينيه داده بود و عم خود محمد بن مروان را از آنجا عزل كرد . مسلمه در ناحيهء آذربايجان تا دربند ، پيش رفت و چند شهر و دژ را فتح كرد . بار ديگر در سال 92 بدان ديار سپاه كشيد . و سه دژ را بگرفت و مردم سوسنه [ 1 ] را به درون سرزمين روم كوچ داد . در سال 93 ، عباس بن الوليد شهر سبسطيه [ 2 ] را فتح كرد و مروان بن الوليد تا خنجره پيش رفت و مسلمه ماسيسه [ 3 ] و حصن الحديد و غزاله را از ناحيهء ملطيه گشود .
و عباس بن الوليد در سال 94 ، انطاكيه را تصرف كرد و عبد العزيز بن الوليد غزاله را وليد بن هشام المعيطى به برج الحمام رسيد و يزيد بن ابى كبشه به سرزمين سوريه . در سال 95 ، عباس بن الوليد با روم نبرد كرد و هرقله را گشود . و در سال 97 مسلمه به سرزمين وضاحيه [ 4 ] لشكر برد و بر دژى كه وضاح [ 5 ] فتح كرده بود ، مستولى شد و عمر بن هبيره ، از جانب دريا به روم سپاه كشيد و زمستان را در آنجا بماند . سليمان بن عبد الملك لشكرهايى به قسطنطنيه فرستاد و پسرش داود را با سپاه تابستانى همراه كرد و حصن المرءه را بگشود . در سال 98 ، پادشاه روم بمرد و اليون [ 6 ] ، نزد سليمان آمد و او را آگاه نمود و فتح روم را بر عهده گرفت . سليمان به دابق [ 7 ] رفت و همراه برادرش مسلمه سپاه روانه كرد . چون مسلمه به قسطنطينيه نزديك شد ، سپاهيان خود را فرمود تا هر يك دو مد طعام بردارند و در لشكرگاه بريزند . چند كوه از طعام پديد آمد .
آنگاه خانههايى از چوب بنا كرد و سپاهيان خود را به كاشتن زمين واداشت تابستان و زمستان را در آنجا ماند و سپاهيان او همچنان از آنچه زراعت كرده بودند ، مىخوردند و غذايى كه اندوخته بودند ، همچنان بر جاى بود . پس مردم قسطنطينيه به سبب آن محاصره در رنج و گرسنگى افتادند و گفتند كه هر سر ، دينارى جزيه دهند . مسلمه نپذيرفت . روميان نزد اليون كس فرستادند كه اگر مسلمانان را بازگرداند او را بر خود پادشاهى دهند . اليون مسلمه را گفت : اگر در اين طعامها آتش زنى ، روميان پندارند كه تو آهنگ جنگ دارى و خود تسليم تو خواهند شد . مسلمه آتش در طعامها زد . روميان با اين كار قويدست گشتند و مسلمانان در تنگى غذا افتادند چنان كه از گرسنگى چارپايان خود و پوست و ريشه و برگ درختان را مىخوردند .
و سليمان همچنان در دابق بود . زمستان ميان او و سپاهش جدايى افكنده بود و نتوانست آنان را يارى دهد تا بمرد . و هم در اين سال قوم بر جان بر مسلمه حمله آوردند . مسلمانان با آن كه اندك بودند ، بر آنان پيروز شدند و شهرشان را بگرفتند و هم در اين سال وليد بن هشام ، در بلاد روم كشتار بسيار كرد . در سال 98 ، داود بن سليمان حصن المرءه را گرفت و آن در كنار ملطيه بود . و در سال 99 ، عمر بن عبد العزيز مسلمه را كه در سرزمين روم بود به حمله
هامش
[ ( 1 ) ] سرسنه .
[ ( 2 ) ] سبيطله .
[ ( 3 ) ] ماشيه .
[ ( 4 ) ] الرضاخيه .
[ ( 5 ) ] الرصاع .
[ ( 6 ) ] القون .
[ ( 7 ) ] وابق .