تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤

خلافت سليمان بن عبد الملك

مرگ وليد و بيعت با سليمان

در نيمهء ماه جمادى الاخر سال 96 ، وليد بمرد . عمر بن عبد العزيز بر او نماز خواند . وليد برترين خلفاى بنى اميه بود . سه مسجد يكى در مدينه يكى در قدس و يكى در دمشق بنا كرد . چون خواست مسجد دمشق را بسازد ، آنجا كليسايى بود ، ويرانش كرد و مسجد را ساخت . مسيحيان به عمر بن عبد العزيز شكايت بردند ، او گفت : كليساى شما را به شما بازمىگردانم ولى كليساى تو ما را كه بيرون شهر دمشق است و مسلمانان آن را به جنگ گرفته‌اند ، خراب مىكنيم و مسجد مىسازيم . چون اين سخن بگفت مدعيان به آنچه شده بود ، رضايت دادند . در ايام حكومت او ، اندلس و كاشغر و هند به دست مسلمانان افتاد . او را به آبادانى علاقه‌اى وافر بود . نيز مردى فروتن بود . گاه بر دكان مردى سبزى فروش مىگذشت و دسته‌اى سبزى برمىداشت و بهاى آن مىپرسيد . هر سه روز يك بار قرآن را ختم مىكرد و در ماه رمضان در هر دو روز . مىخواست برادر خود سليمان را خلع كند و براى پسرش عبد العزيز بيعت بستاند . سليمان تن به خلع خود نمىداد . او به عمال خود نامه نوشت تا مردم را بدين امر دعوت كنند . جز حجاج و قتيبه و برخى از خواص او ، هيچ كس او را اجابت ننمود . تا روزى سليمان را نزد خود فراخواند و سليمان در آمدن درنگ كرد . وليد تصميم گرفت كه نزد او رود و خلعش كند ولى پيش از آن ، بمرد . چون وليد بمرد در همان روز با سليمان بيعت كردند و او در رمله بود . چون سليمان به خلافت رسيد ، عثمان بن حيان را در اواخر ماه رمضان از حكومت مدينه عزل كرد . و ابو بكر بن محمد بن حزم را به جاى او فرستاد . نيز همهء عمال حجاج را از عراق عزل كرد و يزيد بن مهلب را بر بصره و كوفه امارت داد و يزيد بن ابى مسلم را از عراق معزول نمود . يزيد بن مهلب برادر خود زياد را به حكومت عمان گماشت . سليمان ، يزيد بن مهلب را مأمور ساخت تا آل ابى عقيل را كه قوم حجاج بودند ، زير