ميان مردم بلخ و مسلمانان مصالحت افتاد ، قتيبه گفت تا اسيران را بازگردانند ، عبد اللّه طفلى را كه زن در شكم داشت به فرزندى بپذيرفت و زن را به شوهرش بازگردانيد . گويند كه فرزندان عبد اللّه بن مسلم ادعا كردند كه خالد از آن آنها است و به مهدى عباسى شكايت بردند . در آن زمان خالد فرمانرواى رى بود . يكى از خويشاوندانشان ، آنان را گفت : اگر خالد را به خود ملحق سازيد بايد كه او را از ميان خود زن دهيد . آنان نيز از ادعاى خود منصرف شدند .
چون قتيبه با ملك شومان مصالحه نمود ، به نيزك [ 1 ] طرخان ، فرمانرواى بادغيس نوشت تا مسلمانانى را كه در اسارت او بودند ، آزاد نمايد و نامهاى پر از وعيد و تهديد به او نوشت .
نيزك بيمناك شد و همهء اسيران را آزاد ساخت و نزد او فرستاد . آنگاه نامه نوشت و نيزك را امان داد و خواست تا نزد او رود . نيزك بترسيد و در رفتن درنگ كرد ، سپس بيامد و ميانشان پيمانى منعقد شد كه قتيبه به بادغيس داخل نشود .
در سال 87 ، قتيبه راهى غزو بيكند شد و آن از ديگر شهرهاى بخارا به نهر نزديكتر بود .
چون در آنجا فرود آمد ، مردم بيكند از سغد و تركان آن حوالى يارى خواستند ، آنان نيز با جماعتى گران به ياريشان شتافتند و راه را بر قتيبه بستند چنان كه اخبار او منقطع شد و به مدت دو ماه ميان او و مسلمانان هيچ پيك و نامهاى نبود . يك روز مسلمانان حملهاى سخت كردند و جمعى كثير را كشتند و اسير كردند و قتيبه به باروى شهر نزديك شد تا آن را ويران سازد . مردم خواستار صلح شدند ، قتيبه صلح كرد و كسى را به امارت آنان گماشت و خود از شهر فاصله گرفت . مردم شهر شورش كردند و عامل او و جمعى را كشتند . قتيبه بازگشت و بارو را ويران كرد و جمع كثيرى را بكشت و زنان و فرزندان را اسير كرد و سلاح و ظروف زرين و سيمين را هر چه بود ، به غارت بردند آن قدر كه در هيچ نبردى به دست نياورده بودند .
قتيبه در سال 88 ، روانهء راميثنه [ 2 ] شد پادشاه راميثنه كورنعابون [ 3 ] خواهرزادهء پادشاه چين بود . او راه بر مقدمهء لشكر قتيبه بگرفت . سردار اين مقدمه عبد الرحمان بن مسلم بود .
ميانشان جنگ درگرفت تا قتيبه در رسيد . نيزك در آن روز همراه مسلمانان بود و امتحانى نيكو داد . تركان و جماعاتى كه همراهشان بودند منهزم شدند . قتيبه به مرو بازگشت .
در سال 89 ، حجاج او را فرمان داد كه به جنگ بخارا لشكر كشد . امير بخارا را وردانخداة مىگفتند . قتيبه در ناحيهء زم از نهر بگذشت . سغديان و مردم كش و نسف در بيابان راه بر او گرفتند . قتيبه آنان را منهزم ساخت و به بخارا درآمد و در جانب راست وردان فرود آمد ولى كارى از پيش نتوانست برد و به مرو بازگشت .
هامش
[ ( 1 ) ] به ترك .
[ ( 2 ) ] رامسه .
[ ( 3 ) ] كوربعابور .