نه زكس يك لحظه با وى الفتى * نه زدودى از دلش كس كلفتى
ناله پنهان دارد از نامحرمان * آه نتواند كشيدن يك زمان
دايم آهنگ مخالف مىزند * زين نوا عشاق را دل بشكند
سوختم از سوز دل يكبارگى * چاره نبود اندرين بيچارگى
محنت و غم بر دلم آهنگ كرد * از همه سو كار بر من تنگ كرد
مطرب عشق از درون اين نغمه ساخت * در نواى ارغنونم اين نواخت
چنگ زد ماه نو اندر دل چنين * زهره را خنياگرى آمد همين
زهره ناخن تيز كرد از ماه رود * بر رگ جان مىزند اين گونه رود
چرخ ازين سان مىزند چنگ اربرم * گوشمالى مىدهد گر تن زنم
دفتر فرزانگى را گاو خورد * خانه عقل و خرد را آب برد
زاشك چشم ديده دريائى شده * بعد ازين كارم برسوائى شده
آتش اندر سينه پنهان تا به كى * گريه اندر زير مژگان تا به كى
آتش جان را به پيراهن چكار * آب دريا را به پرويزن چكار
دل زبس بيچارگى آمد بتنگ * شيشه ناموس و تقوى زد به سنگ
يك بيك ياران زمن بگريختند * رشته پيوندها بگسيختند
غمگساران من از من مىرمند * همدمان من به من نامحرمند
بسكه زخم دل چنين ناسور گشت * دور و نزديك از بر من دور گشت
رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٤٥