كاملان را آرزو نى غير دوست * ناقصان را حور و غلمان بس نكوست
جمله نيكان رشحهاى از ذات او * حسنها دان پرتوى زآيات او
دل گرفت از صحبت اين ناكسان * ساقيا يكره زخويشم واستان
ساقيا جانم گرانى مىكند * آسمانى پاسبانى مىكند
ثقل جان از خفت مى دور كن * اين گرانرا زان سبك پر نور كن
جنبشى ده قالب افسرده را * زنده كن از روح راح اين مرده را
پاك كن از زنگ غم اين سينه را * آب ده اين كشته ديرينه را
خاك آدم را زمى تعمير كن * صحن و بام خانه را تنوير كن
آفتاب مى چه اندر سينه تافت * از دريچه ديدگان بيرون شتافت
نورش اندر ديده چون منزل گرفت * صورت جانان درو محفل گرفت
هر فسرده لايق اين جام نيست * لايق اين سينه هر خام نيست
كن مصفا زآب مى اين خانه را * صحن و بام منزل جانانه را
ساقى از يك جرعه مى جانم بده * از شعاع نورش ايمانم بده
جوهرش گر زانكه پيدا شد بفرش * شعله نورش فروزد تا بعرش
گر بخواندستى زقرآن اصلها * فرعها و رزقها دان در سما
ساقيا در ده ميى از نور روح * كاتش دل وا نشيند زان صبوح
پرتو اين نور چون در دل فتد * جمله آتشهاى نخوت بشكند
آن ميى كزوى بسوزد هر چه هست * هر چه از خارو خس پندار رست
آن ميى كزوى بسوزد رود نيل * چون بدل منزل كند چون جبرئيل
آتش اين مى نه جسمانى بود * كى زجسمانى گريزد ديو و دد
رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٣٨