تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فصوص الحكمة — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

و ايضا مادّه‌اى كه اوّلا شخص از آن به وجود آمده باشد بسيار كم بود . پس به ضرورت دو قوّت ضرور شد : يكى آنكه غذاء ، يعنى : خارج از جسم نباتى به آن رساند ، و جزء او كند . و دويم ناميه كه او را كشش دهد ، و [ به ] كمال نشو رساند . و چون هيچ شخص را بقاء ابدى ممكن نيست ، و غرض عقلى به گمان حكماء بقاء نوع است ، پس ضرور شد قوى ديگر كه پاره‌اى از غذا را از آنچه صالح باشد صرف مادّهء فردى ديگر كند ، و اين را مولّده گويند . تفصيل اين قوى و خادمان و غايت فعل هر يك و موضوعش در كتابهاى دانايان مذكور است ( 259 ) . ما را غرض درين كتاب نه بيان اقسام « 525 » علم طبيعى است . و اين را هم كه گوييم استتباعى بود .

هامش
( 525 ) - م « اقسام » ندارد .
شرح فصوص الحكمة — صفحة 295 | محمد تقي الأستر آبادي