باشد . و اين نه حركت باشد ، بل چنين مبدّع باشند . پس گفت : « و هى مطلقة » يعنى : اين ملائك در حدّ اطلاق ( 105 ر ) صرفاند ، و محيط به همهء ما تحت خويش ، نه چون نفوس متعلّقه به ابدانند « 513 » ، پس گفت : روح قدسى با اين ملائك بر خورند در بيدارى ، يعنى آنكه به مقام رسالت رسيده باشد در بيدارى « 514 » ملاقات كند « 515 » اينها ، علوم ابداعى را ، و روح قدسى درين مقام نفس در آن مرتبه است . و گاه روح قدسى گويند ، و همان عقول خواهند ، چنان كه بيان كرديم . و روح نبوى ، كه گفت ، اوّل مراتب نبوّت خواست ، چون آن انبيائى كه خواب ديدى و جبرئيل بر ايشان فرود نيامدى .
هامش
( 513 ) - ط : با بدانند .
( 514 ) - م « يعنى آنكه . . . . در بيدارى » ندارد .
( 515 ) - ط : كند .