نپذيرد « 510 » مدام ، بل به ندرت افتد . و آنچه ما گفتيم از ضرورت ضرورت ولايت مطلقه است ، كه حكماء آن را عصمت گويند ، كه هرگز خلاف حكم خدا ازيشان به ظهور نيابد . لازم آمد نبوّت . عبادات تذكرهء معبود ديگر از آن ، تا « 511 » خلق كه مايلند به كسل و متابعت ( 104 پ ) شهوات به مرور روزگار شرع را فراموش نكنند . و كذلك هر يك از امور و نواهى ناموسى را سرّى باشد عقلى ، بعضى بر عقول جزئيّه ، پيدا ، و بعضى پنهان . پس پيدا كرديم كه در مسألهء حسن و قبح حكيم و معتزلى متّفقند « 512 » كه حسن و قبح عقلى است ، و اشعرى با ايشان مخالف است . و نعود إلى الكتاب :
هامش
( 510 ) - ط : نپزيرد .
( 511 ) - ط : با .
( 512 ) - م : معتقدند .