[ 33 ] ( ملائكه صور علميه است و روح قدسى با آنها در ارتباط )
« فصّ . الملائكة صور علميّة ، جواهرها علوم إبداعيّة ، ليست كألواح فيها نقوش ، او صدور فيها علوم . بل هى علوم إبداعيّة قائمة بذاتها ، تلحظ الأمر الأعلى ، فينطبع في هويّاتها ما تلحظ . و هى مطلقة ، لكن الروح القدسيّة تخاطبها في اليقظة ، و الروح النبويّة تعاشرها في النوم » .
ملائكه در زبان حكماء اعمّ است از جواهر مجرّد عقلانى ، و از جسمانيّات حافظهء اجسام . و اين قسم از ملك كه نازلاند بر قلوب انبياء به گمان ايشان عقول مجرّدهاند . اين است كه گفت ملائك نه چون الواحاند كه در آن الواح نقوش باشد ، يعنى : جسمى جمادى نيستند ، و نه چون ارواح متعلّقه به اجسادند كه به جسم خود حركت كنند ، بل علوم ابداعىاند ، نه حادث در مادّت و مدّت كه به استعداد پديد آمده باشند .
و آنكه گفت علوم ابداعىاند بنا بر اين گفت كه عقل و معقول را يكى دانست در خارج ، چنان كه ما از اثولوجيا نقل كرديم كه در افق دهر همهء موجودات باشند از آسمان و زمين و آب و هواء ، نار و مواليد عقلى ، و ثابت . و اينها شئونات عقل كلّى باشند .
و به همين سخن جمع كرديم ميان رأى افلاطون و ارسطوطاليس در اين كه ارباب انواع كليّات مجرّدهء قائمند به ذات يا نه . پس ملائك شئونات عقول فعّاله باشند ، همه قائم به ذات كه ملاحظه كنند امر اعلى را يعنى : متوجّه جناب حقّ اوّل شوند ، تا هر مرتبه ( 257 ) متوجّه شود اعلى از خود را ، و منطبع شود در هويّات ايشان - يعنى : ذوات ايشان - آنچه ملاحظه كنند از صور علميّه .
و اين صور لازم نيست در ذات مبدأ موجود باشد ، بل مبدأ فاعل اين صور