و ما فيها در حدّ عقلى ، و محيط است به كل ، احاطهء عقلى .
همانا پس از سخنان گذشتهء ما در شرح گفتار معلّم و ساير حكماء اوايل تو را درين معنى شكّى نباشد .
پس گفت : « و يسبّح في عالم الملكوت » يعنى : اين روح قدسى تسبيح خوان است در عالم مجرّدات به اعتبار تنزيه ذات خود ، چه او را هيچ ربط نيست به هيولى و اجسام به تدبير و تصرّف ، و عالم است به ذات مبدأ خود ، و ملتذ و باقى به آن علم ( 100 پ ) ثابت .
پس گفت منتقش گردد ، يعنى : عكس اندازد برين عالم . و عكس او و ظلّ او عبارت است از نفس كلّيه ، چنان كه مجملى به اين سخن اشاره كرديم .
شرح فصوص الحكمة — صفحة 277
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٢٧٧