واجب الوجود . پس آن را كه علم و عمل با نظام يكى باشد ، تمامى كمالات و به فعل باشد عملا و نظرا . هدانا اللّه و إيّاكم طريق الرشاد بحقّ محمّد و آله .
چون معلّم بيان كرد احوال نظام جملى ، و اطاعت اين نسبت با واجب ، و بيان غايت كار روندگان ؛ خواست كه بيان كند كه از چه رو توان مشابه نظام گرديد . و چون اين نشود الّا به واسطهء روح قدسى كه آن را عقل كلّى گويند ، و هر كس صاحب اين نتواند شد ، مگر آنكه به مقام ولايت و نبوّت رسيده باشد ؛ خواست كه بيان كند احوال نبوّت را ، پس از باب ( 100 ر ) مدخل بيان كرد حال روح قدسى را و گفت :
شرح فصوص الحكمة — صفحة 275
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٢٧٥