نماز معتبر است ، مشتمل است بر نمودارى از طاعات جسمانى ، چون حج و خمس و زكات و جهاد و صوم . پس بدان كه وضوء ساختن يا غسل كردن پيش از نماز بجاى غسل احرام است . و جدا شدن از علايق و عوايق بجاى برهنه گرديدن و خود را به صورت مردگان بر آراستن . و استيلا بر خواهش تن جسمانى بجاى ركوب بر مركب . و جمع كردن و به آرام داشتن اعضاء و قواى جسمانى و عقلى و توجّه همه با نفس به خدا بجاى رفقاء « 482 » . و ايمان صادق بجاى زاد و توشه . و اذان و اقامت بجاى « لبّيك » گفتن . و هر يك از آن تكبيرات بجاى منازل طريق . و تكبير احرام بجاى دخول كعبه . و حركات و سكنات بجاى طوف كعبهء حقيقى . و كشتن نفس بهيمى و نابود كردن او بجاى قربانى . و اين به حسب نظر جلىّ « 483 » باشد . و در حقيقت سلب انانيّت و انمحاى مطلق بجاى قربانى كردن است ، چنان كه از امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب ، عليه افضل الصلوات و التحيّات ، نقل كردهاند كه در وقت نماز پيكان از پاى مبارك آن حضرت بيرون مىآوردند . اينست كه شاعر فارسيان گفت :
شرح فصوص الحكمة — صفحة 273
مساهمون: محمد تقي الأستر آبادي
ص٢٧٣
گر نماز آن بود كه كرد آن مرد * هيچ كس در جهان نماز نكرد
و كذلك گوييم : حسّ باطن را از توجّه به عالم جسمانى معطّل داشتن و متوجّه گردانيدن به عالم بقاء صرف بجاى خمس است . و حواسّ ظاهر را در آن طريق صرف كردن بجاى زكات . و مغلوب گردانيدن خواهشها و آرزوها به جاى جهاد . و امساك ظاهر و باطن از توجّه به غير حق [ بجاى ] صوم .
اينست كه در طريق پيغمبر و ائمهء معصومين ، صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين ، واقع است كه نماز بهترين عبادتهاى جسمانى . و حىّ على خير العمل كه مخصوص طريق شيعه است برين شاهد .
هامش
( 482 ) - م : به جناب خدا رفقاء .
( 483 ) - م « جلى » ندارد .