درّاكة » . گفتهاند : « العشق هو الابتهاج بتصوّر حضرت « 426 » دائما » . و چون گفتيم : هر چيز از ادراك ملايم لذّت برد ، پس مبتهج باشد به آن ادراك ، و عشق خود ابتهاج از تصوّر حضور امرى ، پس هر كمالى ازين كمالات كه ادراك آن لذّت است از براى مدرك معشوق آن مدرك باشد ، پس معشوق نفس بالحقيقة كه « موجود لذاته » است .
هامش
( 426 ) - م و ط : حضرت .